مقایسه اثربخشی تحریک الکتریکی مغز از روی جمجمه و درمان شناختی-رفتاری برباورهای افراد مبتلا به اختلال وسواس-جبری

نویسندگان

1 گروه روانشناسی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران.

2 گروه روانشناسی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران.

3 گروه روانشناسی ، پردیس علوم و تحقیقات خوزستان، دانشگاه آزاد اسلامی، ایران، اهواز. گروه روانشناسی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران.

4 گروه روانشناسی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران.

5 گروه روانشناسی، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، رودهن، ایران.

doi
10.22038/mjms.2020.15593
چکیده

چکیدهمقدمه: اختلال وسواس-جبری[1] یک بیماری عصب روان شناختی مزمن و مقاوم به درمان است که اغلب در دوران کودکی ایجاد شده و در بلند مدت منجر به مشکلات قابل ملاحظه در زندگی فرد می‌شود هدف این پژوهش، مقایسه اثربخشی تحریک الکتریکی مغز از روی جمجمه و درمان شناختی-رفتاری بر باورهای وسواسی و افسردگی در افراد مبتلا به اختلال وسواس-جبری شهر تهران بود.روش  کار : از جامعه آماری مذکور بر اساس نمونه‌گیری غیر تصادفی ودر دسترس 30 نفر انتخاب وبه صورت تصادفی  به دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل تقسیم شدند. هر گروه 10 نفر بودند. طرح پژوهش نیمه  تجربی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. شرکت کنندگان در پژوهش به پرسشنامه باورهای وسواسی (2011) و افسردگی بک (1972) پاسخ دادند. برای تحلیل داده‌ها از تحلیل کوواریانس یک متغیری (آنکوا) و تحلیل کوواریانس چند متغیری (مانکوا) استفاده شد.نتایج: یافته‌ها نشان داد که هر دو درمان تحریک الکتریکی مغز از روی جمجمه و درمان شناختی-رفتاری، به‌صورت جداگانه باعث کاهش باورهای وسواسی و افسردگی در افراد مبتلا به اختلال وسواس-جبری شده‌اند.نتیجه گیری: از بین دو درمان تحریک الکتریکی مغز از روی جمجمه و درمان شناختی-رفتاری، درمان شناختی-رفتاری در کاهش باورهای وسواسی مؤثرتر از تحریک الکتریکی مغز از روی جمجمه بوده است. ولی در کاهش افسردگی درمان تحریک الکتریکی مغز از روی جمجمه مؤثرتر بوده است.[1] Obsessive Compulsive Disorder (OCD).