پدیدارشناسی موانع پژوهندگی در دانشآموزان دورۀ متوسطهٔ دوم استان آذربایجانشرقی
نویسندگان
1 دکترای مطالعات برنامهٔ درسی، دانشکدهٔ علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه تبریز، تبریز
2 دکترای مطالعات برنامهٔ درسی، دانشکدهٔ علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه تبریز، تبریز
3 دانشجوی دکترای مطالعات برنامهٔ درسی، دانشکدهٔ علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه تبریز، تبریز
4 دانشجوی دکترای فلسفهٔ تعلیم و تربیت، دانشکدهٔ علوم انسانی، دانشگاه شاهد، تهران
doi
10.22034/jei.2024.404893.2693چکیده
هدف پژوهش حاضر، کشف موانع پژوهندگی در میان دانشآموزان دختر و پسر دورهٔ متوسطهٔ دوم استان آذربایجانشرقی است. با استفاده از روش پدیدارشناسی علمی 16 دانشآموز ازطریق نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند و در مصاحبههای نیمهساختارمند مشارکت کردند. تجزیهوتحلیل دادهها دستی و با استفاده از الگوی سهمرحلهای پیشنهادی اسمیت انجام شد. بهمنظور ارزیابی دادههای کیفی از راهبردهای بازبینی بهوسیلهٔ همکاران، اختصاص زمان کافی بهمنظور جمعآوری دادهها، درگیری مداوم در فرایند پژوهش و زاویهبندی پژوهشگر استفاده شد. یافتهها شامل سه مضمون اصلیاند: 1. موانع در بُعد تفکر و دانش؛ 2. موانع در بُعد نگرش و انگیزش؛ 3. موانع در بُعد رفتار و عمل. همچنین، چندین مضمون فرعی بههمراه نقلقولهای مرتبط استخراج شد. نتایج نشان میدهد که خود برنامهٔ درسی و نبود مهارت و انگیزهٔ معلمان از موانع اصلی پژوهندگی دانشآموزان است. دانشآموزان دانش و معلوماتی کمی دارند. همچنین، سایهٔ سنگین کنکور و اثر انحصاری آن در موفقیت یکی از علتهای تمایلنداشتن دانشآموزان به پژوهشکردن است. نبود زمان اختصاصی بهمنظور آموزش پژوهشکردن در برنامهٔ درسی مدارس بهنوعی برنامهٔ درسی را پوچ میکند. پیشنهاد میشود از تألیف کتابهای آموزشی در زمینهٔ پژوهندگی دانشآموزان حمایت شود و این کتابها در اختیار دانشآموزان قرار گیرد. شایسته است وزارت آموزشوپرورش حمایت مالی و معنوی از برنامهها و جشنوارههای پژوهشی دانشآموزی را بهشکل واقعی سرلوحهٔ کار خود قرار دهد.