مقایسه سبکهای حل مسئله، سرسختی روانشناختی، سلامت عمومی و رضامندی زناشویی بین والدین کودکان با و بدون فلج مغزی
نویسندگان
1 دانشیار، گروه روانشناسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
2 کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، گروه روانشناسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
3 استادیار، گروه روانشناسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
doi
10.22034/ceciranj.2025.486680.1917چکیده
این پژوهش با هدف مقایسهی سبکهای حل مسئله، سرسختی روانشناختی، سلامت عمومی و رضامندی زناشویی بین والدین کودکان با و بدون فلج مغزی انجام شد. طرح پژوهش از نوع توصیفی ـ علّیمقایسهای بود و جامعهی آماری شامل پدران و مادران دارای فرزند فلج مغزی و پدران و مادران دارای فرزند سالم بود که از نظر ویژگیهای جمعیتشناختی همتا شده بودند. حجم نمونه ۸۹ نفر بود (۳۰ مادر و ۲۰ پدر دارای کودک سالم و ۲۰ مادر و ۱۹ پدر دارای کودک فلج مغزی) که به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه سبکهای حل مسئله کسیدی و لانگ (۱۹۹۶)، پرسشنامه سرسختی روانشناختی کوباسا (۱۹۹۲)، پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ و پرسشنامه رضامندی زناشویی انریچ بود. دادهها با استفاده از آزمونهای استنباطی شامل تحلیل واریانس یکراهه و آزمون کروسکال–والیس تحلیل شد. یافتهها نشان داد که بین گروهها در نمرهی کل سبکهای حل مسئله و رضامندی زناشویی تفاوت معناداری وجود ندارد، هرچند بررسی توصیفی خردهمقیاسهای رضامندی زناشویی الگوهای متفاوتی را در برخی ابعاد نشان داد. در مقابل، در متغیرهای سرسختی روانشناختی و سلامت عمومی تفاوت معنادار مشاهده شد؛ بهطوریکه والدین کودکان سالم، بهویژه در ابعاد تعهد و کنترلِ سرسختی روانشناختی و نیز در شاخصهای سلامت عمومی، وضعیت مطلوبتری نسبت به والدین کودکان فلج مغزی داشتند. این نتایج نشان میدهد که داشتن فرزند با نیازهای ویژه میتواند بر سازگاری روانشناختی و سلامت کلی والدین، بهویژه مادران، اثرگذار باشد و بر ضرورت ارائهی حمایتهای روانی و اجتماعی به این خانوادهها تأکید میکند.