پدیدارنگاری ادراک معلمان و دانشآموزان از وضعیت موجود تشویق در مدارس ابتدایی و روشهای مطلوب تشویق
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه علوم تربیتی، دانشگاه پیام نور تهران، ایران
2 استاد تمام، گروه علوم تربیتی، دانشگاه پیام نور، ایران
3 دانشیار گروه علوم تربیتی، مرکز نظارت، ارزیابی و تضمین کیفیت وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، تهران، ایران
doi
10.22034/jei.2024.405112.2695چکیده
هدف از انجام این پژوهش واکاوی وضعیت کنونی تشویق دانشآموزان دورهٔ ابتدایی است؛ که از نظر هدف «کاربردی» بوده و با روش «پدیدارنگاری» ـ از روشهای کیفی و درون پارادایم تفسیرگرایی ـ اجرا شده است. جامعهٔ آماری عوامل نظام آموزشی (مدیران، معاونان، مشاوران، آموزگاران، و دانشآموزان) شهرستان مریوان بود؛ برای این پژوهش با نمونهگیری هدفمند، 20 نفر جهت انجام مصاحبههای عمیق نیمهساختاریافته انتخاب شدند. روش تحلیل دادهها تحلیل محتوای استقرایی با بهرهگیری از کدگذاری و ابزار بازبینه و نرمافزار MAXQDA بود که طی آن، مفاهیم، مضامین، طبقات توصیفی، و در نهایت ابعاد پدیدهٔ تشویق، در قالب فضای نتیجه بهصورت افقی، ترسیم گردید. براساس یافتهها، بعد اول (تبیین مفهومی) شامل دو عنصر ثابت است؛ اول: معانی و مفاهیم، مشتمل بر دو عنصر متغیر انگیزش – پاداش، بازخورد، و دوم: اهداف و مقاصد، مشتمل بر چهار عنصر متغیر بازخورد، استقلال، ارتباط، رضایت؛ بعد دوم (توصیف رویکردی) شامل دو عنصر ثابت است: اول، روشها و رویکردها، مشتمل بر سه عنصر متغیر ژتونی، عاطفی، بازخورد توصیفی؛ و دوم، تهدیدات و مفاسد، مشتمل بر سه عنصر متغیر تهدیدات رفتاری، عاطفی، شناختی روشهای موجود؛ در نهایت، بعد سوم (تدوین راهبردی) شامل عنصر ثابت تمهیدات و راهبردها مشتمل بر هشت عنصر متغیر است: حذف روشهای ژتونی، تداوم روشهای شناختی، تداوم روشهای عاطفی، ایجاد شوق یادگیری، ارائهٔ تکالیف چالشی، تبیین اهداف و مسئولیتها، تقویت انگیزش درونی، و تحول رویکردی در نظام آموزشی.