تأثیر ادراک از فرهنگ کیفیتمحور بر تمایل حسابرسان به مدیریت اشتباه خود
نویسندگان
1 استادیار، گروه حسابداری، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه جهرم، جهرم، ایران.
2 استادیار، گروه حسابداری، دانشکدۀ علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
doi
10.22059/acctgrev.2025.402837.1009158چکیده
هدف: کیفیت حسابرسی بهطور گستردهای زیربنای مشروعیت حرفۀ حسابرسی شناخته میشود. بدون کیفیت، این حرفه اعتبار خود را از دست میدهد و در ایفای نقش خود برای حمایت از منافع عمومی، ناتوان خواهد بود. در سالهای اخیر، پژوهشها و چارچوبهای نظارتی، علاوهبر عوامل فنی حسابرسی، بر نقش فرهنگ سازمانی در شکلدهی نگرشها و رفتار حسابرسان نیز تأکید کردهاند. انتظار میرود که فرهنگ سازمانی کیفیتمحور، ارزشهای حرفهای را در تمام سطوح مؤسسه نهادینه کند و بدین ترتیب، استقلال حسابرسان و تعهد آنان به منافع عمومی را تقویت کند. در همین حال، مدیریت اشتباه که به تمایل حسابرسان برای پذیرش، تحلیل، گزارش و اصلاح اشتباههای ناخواسته اشاره دارد، نوعی سازوکار رفتاری برای پشتیبانی از کیفیت حسابرسی شناخته میشود. برخلاف تقلب که ماهیتی عمدی دارد، اشتباهها عمدی نیستند و اگر بهدرستی مدیریت شوند، میتوانند فرصتی برای یادگیری سازمانی فراهم کنند. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر ادراک از فرهنگ سازمانی کیفیتمحور، بر تمایل حسابرسان به مدیریت اشتباه خود با در نظر گرفتن نقش میانجی تعهد به استقلال و تعهد به تأمین منافع عموم است.روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی ـ پیمایشی است. جامعۀ آماری آن، حسابرسان شاغل در مؤسسههای عضو جامعۀ حسابداران رسمی ایران بود. دادهها در نیمۀ نخست سال ۱۴۰۴، از طریق پرسشنامۀ استاندارد گردآوری شدند. پرسشنامه مشتمل بر چهار بخش بود: بخش نخست، به سؤالهایی برای گردآوری اطلاعات جمعیتشناختی و حرفهای پاسخدهندگان اختصاص داشت؛ از جمله جنسیت، سن، سطح تحصیلات، سابقۀ کاری و ردۀ شغلی. بخش دوم، با استفاده از مقیاس ۳۳ سؤالی کریتزینگر و باراک (۲۰۲۵)، ادراک از فرهنگ سازمانی کیفیتمحور را میسنجید. در بخش سوم، حرفهگرایی حسابرسان را از طریق دو سازۀ تعهد به منافع عمومی (پرسشنامۀ پنجسؤالی بارینکوا و اسپینوزا پایک، ۲۰۱۸) و تعهد به استقلال (پرسشنامۀ چهارسؤالی توان منصور و همکاران، ۲۰۲۰) اندازهگیری میکرد. بخش چهارم نیز با مقیاس ۱۳سؤالی گرونوولد و دونله (۲۰۱۱) شامل ابعاد تحلیل اشتباه، یادگیری از اشتباه، گزارشدهی و اصلاح اشتباه، به ارزیابی تمایل حسابرسان به مدیریت اشتباه میپرداخت. تمامی گویهها در مقیاس پنجگزینهای لیکرت سنجیده شدند. روایی محتوایی با استفاده از نظر خبرگان و پایایی با آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تأیید شد. در مجموع، ۳۵۰ پرسشنامه (کاغذی و آنلاین) توزیع شد که ۲۰۶ پاسخ دریافت و ۱۸۶ پرسشنامۀ معتبر برای تحلیل استفاده شد. دادهها با نرمافزار اسمارت پیالاس۳ تحلیل شدند. ابتدا مدل اندازهگیری (روایی همگرا و واگرا) و سپس مدل ساختاری بررسی شد.یافتهها: نتایج نشان داد که ادراک از فرهنگ سازمانی کیفیتمحور، بر تعهد حسابرسان به منافع عمومی و تعهد آنان به استقلال، اثر مثبت و معناداری دارد. علاوهبراین، فرهنگ سازمانی کیفیتمحور، بهطور مستقیم بر تمایل حسابرسان به مدیریت اشتباه نیز اثر مثبت دارد. همچنین هر دو مؤلفۀ حرفهگرایی (تعهد به منافع عمومی و تعهد به استقلال) بر مدیریت اشتباه اثر مثبت و معناداری دارند. تحلیل میانجیگری تأیید کرد که این دو متغیر، در رابطۀ بین فرهنگ کیفیتمحور و مدیریت اشتباه، نقش میانجی ایفا میکنند. به بیان دیگر، فرهنگ سازمانی کیفیتمحور، نه تنها بهطور مستقیم، بلکه از طریق تقویت حرفهگرایی، تمایل حسابرسان به مدیریت سازندۀ اشتباه را ارتقا میدهد.نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهد که پیامهای فرهنگی منتقل شده از سوی مدیران ارشد، همچون لحن از بالا، نظامهای پاداش، فرصتهای یادگیری و سیاستهایی که کیفیت را بر منافع تجاری مقدم میدارند، در شکلدهی ارزشها و رفتارهای حرفهای حسابرسان نقش کلیدی دارند. چنانچه حسابرسان درک کنند که سازمانشان، کیفیت را در اولویت قرار میدهد و از قضاوت اخلاقی حمایت میکند، اشتباهها را نه تهدید، بلکه فرصتی برای یادگیری تلقی میکنند و در نتیجه، بهبود مستمر و ارتقای کیفیت حسابرسی حاصل میشود. این پژوهش با یکپارچهسازی مفاهیم فرهنگ سازمانی، حرفهگرایی و مدیریت اشتباه، به ادبیات کیفیت حسابرسی میافزاید و مسیرهای رفتاری تأثیرگذار بر پیامدهای حسابرسی را روشن میسازد. همچنین با تمایز میان مدیریت اشتباه و تقلب، نشان میدهد که اشتباههای ناخواسته، در صورت مدیریت مناسب، میتوانند فرصتی برای یادگیری سازمانی باشند. از منظر کاربردی، نتایج پژوهش توصیه میکند که رهبران مؤسسههای حسابرسی و نهادهای ناظر، علاوهبر توجه به استانداردهای فنی، بر ایجاد محیطی تمرکز کنند که در آن حرفهگرایی و مدیریت اشتباه تشویق شود. این امر شامل بازطراحی نظامهای ارزیابی و پاداش، ایجاد فرصتهای مشاوره و بازبینی همتایان، همسوسازی فشار بودجه و زمان با اهداف کیفی و استقرار سازوکارهایی برای گزارش و یادگیری از اشتباهها بدون تبعات تنبیهی است. چنین اقدامهایی، فرهنگ شفافیت و پاسخگویی را شکل خواهد داد و اعتماد عمومی به حرفۀ حسابرسی را تقویت خواهد کرد.