تأثیر دورۀ همکاری مدیرعامل با رئیس هیئتمدیره بر چسبندگی هزینههای اداری، عمومی و فروش
نویسندگان
1 دانشیار، گروه حسابداری و حسابرسی، دانشکدۀ حسابداری و علوم مالی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه حسابداری، دانشکدۀ حسابداری و علوم مالی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 دانشجوی دکتری، گروه حسابداری، دانشکدۀ حسابداری و علوم مالی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/acctgrev.2026.406452.1009188چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر دورۀ همکاری مدیرعامل و رئیس هیئتمدیره بر چسبندگی هزینههای اداری، عمومی و فروش است. هزینههای اداری، عمومی و فروش، بهعنوان یکی از اجزای بسیار مهم هزینههای عملیاتی شرکتها، اختیار و انعطافپذیری مدیریتی بسیار زیادی دارد و تصمیمگیری دربارۀ تعدیل یا حفظ آنها، بهویژه در دورههای کاهش فروش، در کارایی هزینههای شرکتها نقش بسزایی ایفا میکند. چسبندگی این هزینهها، میتواند موجب کاهش انعطافپذیری هزینهای شرکتها در مواجهه با نوسانهای فروش شود. در این راستا، مطالعات متعددی به شناسایی عوامل مؤثر بر رفتار نامتقارن هزینههای اداری، عمومی و فروش پرداختهاند؛ با این حال، در ادبیات حسابداری و حاکمیت شرکتی، دربارۀ نقش تعامل و همکاری بلندمدت ارکان کلیدی حاکمیت شرکتی در شکلگیری این رفتار، شواهد اندکی وجود دارد. ازاینرو، این پژوهش با تمرکز بر دورۀ همکاری مشترک مدیرعامل و رئیس هیئتمدیره بهعنوان یک سازوکار درونی حاکمیت شرکتی که کمتر مورد توجه قرار گرفته، در پی پر کردن شکاف موجود در ادبیات و ارائه شواهد تجربی دربارۀ تأثیر ابعاد تعاملی حاکمیت شرکتی بر مدیریت هزینههای عملیاتی شرکتهاست. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی ـ همبستگی و کمّی است. دادهها از نوع گذشتهنگر بودهاند. برای آزمون فرضیه، از تحلیل رگرسیون چندمتغیره مبتنی بر دادههای تلفیقی (پول دیتا) استفاده شده است. نمونۀ آماری، شامل ۱۵۳ شرکت غیرمالی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، طی سالهای ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۲ است که با روش غربالگری از بین ۳۸۶ شرکت بورسی انتخاب شدهاند. دادهها با مراجعه به پایگاه دادۀ کدال استخراج و پس از آمادهسازی در اکسل، در نرمافزار ایویوز تحلیل شدند. متغیر وابسته، چسبندگی هزینههای اداری، عمومی و فروش، بر اساس لگاریتم تغییرات درآمد و هزینهها سنجیده شده است. متغیر مستقل اصلی، تعداد سالهای متوالی همکاری مدیرعامل با رئیس هیئتمدیره است و متغیرهای شدت کارکنان، شدت دارایی و کاهش متوالی درآمد فروش، بهعنوان متغیرهای کنترلی لحاظ شدهاند. پس از بررسی فروض کلاسیک رگرسیون، از جمله نرمال بودن، خودهمبستگی سریالی و ناهمسانی واریانس پسماندها، برای رفع نقض فروض، روش حداقل مربعات تعمیمیافته بهکار گرفته شد. یافتهها: نتایج پژوهش نشان میدهد که هزینههای اداری، عمومی و فروش، در دورههای کاهش فروش، بیش از آنچه در حالت چسبندگی هزینه انتظار میرود، کاهش یافته و بیانگر وجود رفتار عدم چسبندگی هزینههاست. همچنین، دورۀ همکاری مشترک مدیرعامل و رئیس هیئتمدیره، بهطور معناداری بر شدت این رفتار اثرگذار است. ضریب تعاملی میان متغیر تغییرات درآمد فروش، شاخص کاهش درآمد و دورۀ همکاری مثبت و معنادار بود که نشان میدهد با افزایش دورۀ همکاری، حساسیت هزینههای اداری، عمومی و فروش به کاهش فروش افزایش مییابد. این نتیجه بیانگر آن است که در شرکتهایی با دورۀ همکاری طولانیتر مدیرعامل و رئیس هیئتمدیره، تعدیل هزینهها در مواجهه با افت فروش شدیدتر صورت میگیرد؛ رفتاری که میتواند بازتابی از تغییر در شیوۀ تصمیمگیری هزینهای و افق پاسخ مدیران به شرایط نامطلوب فروش باشد. نتیجهگیری: یافتههای پژوهش نشان میدهد که دورۀ همکاری مدیرعامل و رئیس هیئتمدیره با نحوۀ واکنش هزینههای اداری، عمومی و فروش به کاهش فروش مرتبط است و میتواند حساسیت تصمیمهای تعدیل هزینه را تحت تأثیر قرار دهد. افزایش این حساسیت ممکن است با تعدیل سریعتر هزینهها در شرایط نامطلوب فروش همراه باشد؛ اما این رفتار لزوماً بهمعنای کارایی بیشتر تصمیمهای هزینهای نیست و میتواند بازتابی از رویکردهای کوتاهمدت، فشارهای عملکردی یا ملاحظات مدیریت سود نیز باشد. ازاینرو، نتایج پژوهش بر اهمیت توجه نهادهای ناظر و سیاستگذاران حاکمیت شرکتی به پیامدهای رفتاری دورههای همکاری مدیریتی تأکید دارد و نشان میدهد که ارزیابی این دورهها باید در کنار سایر سازوکارهای نظارتی و شاخصهای کیفی تصمیمگیری مدیریتی صورت گیرد. این پژوهش با فراهم آوردن شواهد تجربی در این زمینه، به توسعۀ ادبیات چسبندگی هزینه و نقش عوامل حاکمیت شرکتی در رفتار هزینهها کمک میکند.