شناسایی و اولویتبندی عوامل مؤثر بر باورپذیری گزارشهای پایداری از دیدگاه ذینفعان
نویسندگان
1 استادیار، گروه حسابداری، دانشکدۀ مدیریت و علوم مالی، دانشگاه خاتم، تهران، ایران.
2 استادیار، گروه حسابداری، دانشکدۀ اقتصاد و مدیریت، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
doi
10.22059/acctgrev.2026.407942.1009204چکیده
هدف: با توجه به اینکه استانداردهای ملی گزارشگری پایداری در ایران، هنوز در مراحل ابتدایی تدوین قرار دارند و الزامات قانونی در خصوص محتوای گزارش پایداری و شیوههای افشا موجود نیست، ارزیابی اعتبار و باورپذیری گزارشهای پایداری با چالشهای متعددی مواجه است. نبود چارچوبهای منسجم، ناهمگونی در روشهای افشا و فقدان سازوکارهای اطمینانبخشی مستقل، موجب شده است که ذینفعان با تردید به صحت و صداقت اطلاعات منتشرشده نگاه کنند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی جامع عوامل مؤثر بر باورپذیری گزارشهای پایداری و تعیین اهمیت نسبی این عوامل از منظر ذینفعان کلیدی انجام شده است. تمرکز مطالعه بر تمایز میان مؤلفههای مربوط به منبع گزارش و ویژگیهای پیام (محتوای گزارش) است تا تصویری دقیق از سازوکارهای شکلگیری ادراک اعتماد در بستر نهادی ایران ارائه شود. روش: این مطالعه با رویکرد آمیخته و در چارچوب پارادایم تفسیری انجام شده است. در گام نخست، مرور نظاممند ادبیات با رویکرد پریزما در دو پایگاه ساینس دایرکت و وبآوساینس طی سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۵ صورت گرفت و پس از غربالگری مبتنی بر معیارهای کسپ، ۲۱مقالۀ واجد کیفیت لازم انتخاب و ۴۴ عامل اولیۀ مرتبط با باورپذیری گزارشهای پایداری استخراج شد. در گام دوم، ۲۳ مصاحبۀ نیمهساختاریافته با چهار گروه ذینفع، شامل استفادهکنندگان، تهیهکنندگان، حسابرسان و استانداردگذاران انجام و مضمونها بهصورت دقیق کدگذاری شد. تحلیل مضمون با استفاده از نرمافزار انویوو انجام گرفت و مضامین شناساییشده از مصاحبهها با یافتههای مرحلۀ نخست ادغام شد و این اقدامها به پالایش و نهاییسازی چارچوب عوامل مؤثر بر باورپذیری گزارشهای پایداری (در قالب ۵۰ مؤلفه نهایی) انجامید. در گام سوم، با توزیع و تکمیل پرسشنامۀ مقایسههای زوجی فازی میان ۱۹ خبره، اهمیت نسبی عوامل با استفاده از روش تحلیل سلسلهمراتبی فازی بهدست آمد. سازگاری ماتریسهای غیرفازی کنترل و وزنهای نهایی با رویکرد تحلیل گسترده چانگ محاسبه شد. یافتهها: نتایج نشان میدهد که باورپذیری گزارشهای پایداری، از دو مسیر اعتبار منبع و اعتبار پیام شکل میگیرد؛ اما از دیدگاه ذینفعان، اعتبار پیام در شکلدهی ادراک اعتماد و باورپذیری نقش پُررنگتری دارد. در میان عوامل اعتبار پیام، کاملبودن و جامعیت افشا، صداقت و شفافیت اطلاعات، فهمپذیری متن گزارش، استفاده از سنجههای معتبر و قابلاتکا و ساختار منظم و استاندارد گزارش، بیشترین اهمیت را داشتند. یافتهها نشان میدهد که هرگونه گزینشیبودن، لحن تبلیغاتی، بزرگنمایی عملکرد یا مبهمنویسی، بهطور درخور توجهی اعتماد ذینفعان را تضعیف میکند. در حوزۀ اعتبار منبع، شایستگی و تخصص مدیریت، عملکرد واقعی شرکت در حوزۀ پایداری، کیفیت گزارشگری مالی، ساختارهای راهبری شرکتی، سلامت محیط نهادی و نظام پاسخگویی، بیشترین وزن را داشتند. ذینفعان تأکید کردند که در نبود اطمینانبخشی مستقل، قضاوت آنها دربارۀ صداقت و قابلیت اعتماد مدیریت اهمیت بیشتری پیدا میکند. علاوهبراین، عواملی همچون فرهنگ سازمانی، فرایندهای داخلی مرتبط با پایداری، میزان بودجۀ تخصیصیافته و حضور شرکت در بازارهای بینالمللی نیز، بهعنوان تقویتکنندههای اعتبار منبع شناسایی شدند. نتیجهگیری: مطالعۀ حاضر نشان میدهد که ارتقای باورپذیری گزارشهای پایداری در ایران، مستلزم توجه همزمان به دو حوزۀ کیفیت محتوای گزارش (پیام) و اعتبار منبع است. یافتهها بیانگر آن است که صرف الزام به انتشار گزارش کافی نیست و تقویت زیرساختهای اطلاعاتی، انسجام در شیوۀ جمعآوری و ارائه دادهها و استفاده از سازوکارهای اطمینانبخشی مستقل برای افزایش اعتماد ذینفعان ضروری است. در کنار آن، توانمندسازی مدیران، ارتقای نظام کنترل داخلی دادههای غیرمالی و توسعۀ استانداردهای ملی، میتواند در کاهشعدم تقارن اطلاعاتی نقش اساسی ایفا کند. چارچوب ارائهشده در این پژوهش، میتواند مبنایی برای تدوین استانداردهای ملی گزارشگری پایداری، طراحی سازوکارهای اطمینانبخشی و بهبود رویههای افشا در شرکتهای ایرانی باشد و مسیر توسعۀ یک نظام گزارشگری پایداری معتبر و قابلاتکا را هموار سازد.