تأثیر تناسب اقتضایی و میزان اهمیت و توجه به رویه‌ها و ابزارهای حسابداری مدیریت بر عملکرد شرکت

نویسندگان

1 استادیار، گروه حسابداری، دانشکدۀ مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

2 کارشناس ارشد، گروه حسابرسی، دانشکدۀ مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

3 استادیار، گروه حسابداری، دانشکدۀ مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

doi
10.22059/acctgrev.2026.404263.1009168
چکیده

هدف: حسابداری مدیریت یکی از ارکان کلیدی فرایند تصمیم‌گیری در محیط‌های سازمانی است و در هدایت راهبردهای کلان و خرد شرکت‌ها نقشی تعیین‌کننده دارد. این حوزه نه تنها اطلاعات لازم برای برنامه‌ریزی، کنترل و ارزیابی عملکرد را فراهم می‌کند، بلکه با ارائۀ تحلیل‌های دقیق مالی و غیرمالی، مدیران را در پیش‌بینی شرایط آینده و اتخاذ تصمیمات آگاهانه یاری می‌دهد. در همین راستا، پژوهش حاضر با تمرکز بر میزان توجه و اهمیت‌دهی به رویه‌ها و ابزارهای حسابداری مدیریت، به بررسی تأثیر این ابزارها بر عملکرد مالی شرکت‌ها پرداخته است. به‌طور خاص، تناسب اقتضایی هر یک از ابزارهای مذکور با شرایط محیطی، ساختار سازمانی و ویژگی‌های راهبردی در کانون توجه قرار گرفته و نقش آن‌ها در بهبود نتایج عملکرد مالی شرکت‌ها، تحلیل شده است. روش: قلمرو زمانی این پژوهش سال‌های ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۲ را دربرمی‌گیرد و جامعه آماری آن، شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران و فرابورس ایران است. به‌منظور تحلیل و سنجش میزان به‌کارگیری و اهمیت ابزارهای حسابداری مدیریت، از یک رویکرد نوین و داده‌محور استفاده شده است که بر پایۀ شمارش فراوانی وزنی عبارات و به‌کارگیری مدل‌های جانمایی واژگان و تبدیل متن به بردار در گزارش‌های مالی استوار است. این روش با تکیه بر «مدل ایدئال رویه‌ها و ابزارهای حسابداری مدیریت متناسب با شرایط سازمانی»، با توجه به چرخۀ عمر شرکت و بر اساس فرهنگ لغت حسابداری مدیریت ارائه‌شده توسط کیو و همکاران (۲۰۲۲)، طراحی شده است. با توجه به نبود یک فرهنگ لغت جامع حسابداری مدیریت در زبان فارسی، فرهنگ لغت مذکور، ترجمه و بومی‌سازی شده و امکان استخراج محتوای مفهومی متون مالی و سنجش میزان توجه شرکت‌ها به ابزارهای مختلف حسابداری مدیریت را فراهم کرده است. در این پژوهش، ۲۸۳ شرکت به‌عنوان نمونۀ آماری انتخاب و داده‌ها با استفاده از مدل رگرسیون چندمتغیره مبتنی بر داده‌های ترکیبی تجزیه‌وتحلیل شد تا رابطۀ بین اهمیت ابزارهای حسابداری مدیریت و عملکرد مالی شرکت‌ها از منظر شاخص‌های سودآوری بررسی شود. یافته‌ها: نتایج نشان می‌دهد که هر دو شاخص اهمیت و توجه و تناسب اقتضایی ابزارها و رویه‌های حسابداری مدیریت، به‌طور مثبت و معنادار بر شاخص‌های عملکردی شرکت تأثیر دارند. شاخص اهمیت و توجه به‌ترتیب در سطح اطمینان ۹۹درصد و ۹۰درصد بر بازده دارایی‌ها و بازده حقوق صاحبان سهام اثر مثبت دارد، در حالی که شاخص تناسب اقتضایی در سطوح ۹۹درصد و ۹۵درصد همین اثر را نشان می‌دهد. مقایسه اثرهای دو شاخص، بیانگر آن است که شاخص تناسب اقتضایی بر ROE تأثیر معنادارتری دارد. این موضوع نشان می‌دهد که صرف استفاده یا توجه به ابزارها کافی نیست و برای افزایش بازده حقوق صاحبان سهام، ابزارها باید با شرایط محیطی و اقتضایی شرکت هماهنگ باشند. همچنین، بالاترین سطح تناسب اقتضایی در صنایع انرژی و پتروشیمی مشاهده شد که احتمالاً به‌دلیل پیچیدگی فرایندها، سرمایه‌بر بودن فناوری‌ها و ماهیت پروژه‌ای فعالیت‌هاست. در این صنایع، تصمیمات عملیاتی و مالی عمدتاً بلندمدت و سرمایه‌بر است و هرگونه خطا در تخصیص منابع، می‌تواند آثار مالی شایان توجهی داشته باشد؛ بنابراین بالاتر بودن شاخص تناسب، می‌تواند بازتابی از نهادینه‌شدن رویکرد اقتضایی در طراحی سیستم‌های حسابداری مدیریت باشد. بررسی روند زمانی نمونه‌ها نیز نشان می‌دهد که شاخص‌های تناسب اقتضایی و اهمیت و توجه به‌تدریج افزایش یافته‌اند که حاکی از بهبود کاربرد و تطابق این ابزارها در طول زمان است. نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش نشان می‌دهد که استفاده متناسب از رویه‌ها و ابزارهای حسابداری مدیریت، بر سودآوری و عملکرد شرکت‌ها تأثیر مثبت و درخور توجهی دارد. این یافته هم‌سو با مطالعات پیشین، اهمیت ابزارهای حسابداری مدیریت را در ارتقای کارایی و بازده مالی سازمان‌ها تأیید می‌کند. همچنین این پژوهش با ارائۀ چارچوب تحلیل محتوای گزارش‌های مالی و تطبیق ابزارها با شرایط محیطی، استراتژی، سبک رهبری و چرخۀ عمر شرکت‌ها، به غنی‌سازی ادبیات حسابداری مدیریت و نظریۀ اقتضایی کمک می‌کند و راه‌کارهای عملی برای بهبود عملکرد ارائه می‌دهد. از سوی دیگر مقایسۀ دو شاخص اهمیت و توجه و تناسب اقتضایی نشان می‌دهد که حسابداری مدیریت، ابزاری برای ارتقای کارایی عملیاتی است و اثر قوی آن در بازده دارایی‌ها منعکس می‌شود. اثر ابزارها بر بازده حقوق صاحبان سهام در سطح معناداری پایین‌تر است؛ زیرا ROE علاوه‌بر عملکرد عملیاتی، تحت تأثیر ساختار سرمایه و سیاست‌های تأمین مالی نیز قرار دارد. بنابراین، صرف توجه به ابزارها شرط لازم است؛ اما برای افزایش ارزش سهام‌داران، ابزارها باید با شرایط اقتضایی شرکت و محیط سازمانی هماهنگ طراحی شوند.