ارزیابی صلاحیتهای موردنیاز حسابداران بر اساس استانداردهای بینالمللی آموزش حسابداری
نویسندگان
1 استاد، گروه حسابداری، دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران.
2 پژوهشگر پسادکتری، گروه حسابداری، دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران.
doi
10.22059/acctgrev.2025.401167.1009148چکیده
هدف: این پژوهش با هدف ارزیابی وضعیت فعلی صلاحیتهای موردنیاز حسابداران حرفهای در ایران، بر اساس چارچوب جامع استانداردهای بینالمللی آموزش حسابداری اجرا شده است. استانداردهای یادشده، نهتنها دانش فنی، بلکه ابعاد متنوعی مانند مهارتهای حرفهای، ارزشها و اخلاق حرفهای را دربرمیگیرد و مبنایی معتبر برای سنجش شایستگی حسابداران در سطح بینالمللی فراهم میکند. فقدان برخی دانشها و مهارتهای نوین در آموزش حسابداری، مانع ارتقای جایگاه رقابتی حسابداران در سطح بینالمللی میشود و با کاستن از کیفیت گزارشگری مالی، اعتماد عمومی را نیز تحت فشار قرار میدهد. از این رو، پژوهش حاضر با ارائۀ تصویری جامع از صلاحیتهای حرفهای، زمینهساز برنامههای اصلاحی مؤثر برای نهادهای آموزشی و سیاستگذاران است. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی ـ پیمایشی و با رویکرد کیفی اجرا شده است. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامهای ساختاریافته بر اساس تحلیل مضمون استانداردهای بینالمللی آموزش حسابداری (شمارههای ۲ تا ۸)، مشتمل بر ۴۷ سؤال بود. این سؤالها حوزههای صلاحیت فنی، مهارتهای حرفهای، ارزشها و اخلاق حرفهای، تجربۀ عملی و توسعۀ حرفهای مستمر را پوشش میداد. بهمنظور اطمینان از روایی محتوایی، هشت نفر از خبرگان پرسشنامه را بررسی کردند و اصلاحات لازم اِعمال شد. جامعۀ آماری پژوهش، حسابداران حرفهای فعال کشور بودند و با توجه به تعداد نامشخص آنها، حجم نمونه با روش تعیین نمونه برای جوامع نامعین، حدود ۱۷۰ نفر برآورد شد. نمونهگیری بهصورت در دسترس انجام گرفت. دادههای گردآوریشده نیز از طریق آزمون تیتک نمونهای تحلیل شد. یافتهها: یافتهها نشان داد که سطح صلاحیت حسابداران در بسیاری از حوزههای فنی و سنتی از جمله حسابداری و گزارشگری مالی، حسابداری مدیریت، مدیریت مالی، مالیات و حسابرسی و اعتباربخشی، عملکرد شایان توجهی دارد. همچنین، مهارتهای ذهنی، ارتباطی، شخصی و سازمانی، به همراه قضاوت حرفهای و پایبندی به اصول اخلاقی در وضعیت مطلوب قرار دارد. در مقابل، شکافهای چشمگیری نیز در برخی حوزهها مشاهده شد؛ بهویژه در حوزههای فناوری اطلاعات و ارتباطات، محیط کسبوکار و سازمانی، تجربۀ عملی و توسعۀ حرفهای مستمر، میانگین نمرهها پایینتر از حد معیار بود. این یافتهها نشان میدهد که هرچند حسابداران در بسیاری از صلاحیتهای بنیادین نسبت به حد متوسط عملکرد بهتری دارند، در حوزههای نوین و کاربردی مانند فناوری و تجربۀ عملی دچار ضعف جدی هستند. نتیجهگیری: یافتههای پژوهش حاکی از آن است که وضعیت صلاحیتهای حرفهای حسابداران در ایران، ترکیبی از توانمندیهای برجسته در برخی حوزهها و کاستیهای جدی در حوزههای دیگر است. بهصورت کلی، توانمندیهای فنی و اخلاقی در سطح بالاتر از استاندارد قرار دارد؛ اما شکافهای مهارتی در حوزههای نوآورانه و کاربردی مانع ارتقای حرفه در سطح بینالمللی میشود؛ بنابراین پیشنهاد میشود که نهادهای آموزشی و دانشگاهی با بازنگری در برنامههای درسی، توجه بیشتری به مهارتهای نرم و فناوریهای اطلاعاتی داشته باشند. انجمنهای حرفهای نیز لازم است که دورههای توسعۀ حرفهای مستمر را بهصورت هدفمند طراحی و اجرا کنند. همچنین، سازمانها باید سرمایهگذاری بیشتری بر آموزشهای درونسازمانی داشته باشند تا تجربۀ عملی و مهارتهای کاربردی حسابداران ارتقا یابد. بهاینترتیب، میتوان انتظار داشت که شکافهای موجود کاهش یابد و زمینه برای ارتقای جایگاه بینالمللی حسابداران فراهم شود. این پژوهش با شناسایی شکاف صلاحیتها، به ادبیات آموزش حسابداری در کشور دانشافزایی میکند.