ارزیابی انتقادی مشکلات روش‌‌شناسی پژوهش‌‌های حاکمیت شرکتی در ایران: چالش‌‌ها و ‌راه‏‌کارها

نویسندگان

1 استادیار گروه حسابداری، دانشکده علوم مالی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.

2 دانشجوی دکتری، گروه حسابداری، دانشکدۀ مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

3 دانشجوی دکتری، گروه حسابداری، دانشکدۀ مدیریت و حسابداری، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

doi
10.22059/acctgrev.2025.383372.1009023
چکیده

هدف: این مطالعه به بررسی چالش‌های روش‌شناسی در پژوهش‌های کمّی مرتبط با حاکمیت شرکتی می‌پردازد و مباحث کلیدی آن عبارت است از: نادیده‌گرفتن شکاف بین نظریه و روش، مشکلات مربوط به چسبندگی متغیرها، نوسان ناکافی بین مقطعی، مسئلۀ درون‌زایی، تعاملات پیچیده میان سازه‌های حاکمیت شرکتی، محدودیت‌های مرتبط با منابع داده‌ای مورداستفاده و همچنین بی‌توجهی به اهمیت اقتصادی است. علاوه‌براین، روند چالش‌های روش‌شناسی در پژوهش‌های داخلی حاکمیت شرکتی، در دورۀ مدنظر بررسی می‌شود و در نهایت، مسیرها و زمینه‌های پژوهشی جدید در حوزۀ حاکمیت شرکتی برجسته می‌شود. همچنین، روش متغیرهای ابزاری به‌عنوان پُرکاربردترین روش برای رفع مشکل درون‌زایی متغیرهای حاکمیت شرکتی به‌طور خلاصه معرفی می‌شود. روش: برای شناسایی مشکلات روش‌شناسی در پژوهش‌های حاکمیت شرکتی، از رویکرد تحلیلی ـ انتقادی استفاده شده است. در این پژوهش، مقاله‌های چاپ‌شده در مجلۀ «بررسی‌های حسابداری و حسابرسی» بین سال‌های ۱۳۷۱ تا ۱۴۰۲ بررسی شده است. انتخاب این مجله، به‌دلیل سابقۀ طولانی و چاپ مقاله‌هایی بوده است که به سازوکارهای مختلف حاکمیت شرکتی در طی سال‌های مختلف پرداخته‌اند. حاکمیت شرکتی شامل سازوکارهای درون‌سازمانی و برون‌سازمانی است. در این مطالعه، سه سازۀ پُرتکرار «هیئت‌مدیره»، «مدیریت» و «مالکیت» از میان این سازوکارها ارزیابی شده است. یافته‌ها: نتایج بررسی چهار ویژگی پُرتکرار در «هیئت‌مدیره» شامل استقلال، اندازه، تخصص مالی و دوگانگی نقش مدیرعامل و رئیس هیئت‌مدیره، سه ویژگی پُرتکرار در «مدیریت» شامل ثبات مدیرعامل، مالکیت مدیریتی و پاداش و سه ویژگی پُرتکرار در «مالکیت» شامل مالکیت نهادی، تمرکز مالکیت و مالکیت دولتی نشان می‌دهد که بسیاری از معیارهای بررسی‌شده، به‌دلیل بی‌توجهی به شرایط محیطی، به شکاف بین نظریه و روش منجر شده‌اند. این معیارها از مسائلی مانند چسبندگی، نوسان ناکافی بین مقطعی، بی‌توجهی به تعاملات میان سازه‌های حاکمیت شرکتی، مشکلات درون‌زایی، محدودیت تعداد مشاهدات و بی‌توجهی به اهمیت اقتصادی رنج می‌برند. همچنین، نتایج بررسی‌ها نشان می‌دهد که این مشکلات روش‌شناسی در مقاله‌های چاپ‌شده در سال‌های اخیر همچنان پابرجا هستند. گفتنی است که در این پژوهش، شاخص‌های ترکیبی در اندازه‌گیری حاکمیت شرکتی ارزیابی نشده‌اند؛ اما مرور کوتاهی روی این شاخص‌ها نشان می‌دهد که آن‌ها نیز از مشکلات روش‌شناسی مبرا نیستند. نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان می‌دهد که پژوهش‌های حاکمیت شرکتی در ایران با چالش‌های روش‌شناسی جدی مواجهند که این مشکلات می‌تواند اعتبار و کاربرد نتایج را محدود کند. ارتقای کیفیت این پژوهش‌ها، به توجه به مسائل اساسی مانندعدم تناسب بین نظریه و شرایط محیطی، چالش‌های درون‌زایی و نمونه‌گیری محدود نیازمند است. با پرداختن به این موضوعات، می‌توان اثرگذاری نظری و عملی پژوهش‌ها را بهبود بخشید و زمینه را برای اجرای بهتر سیاست‌ها و تصمیم‌گیری‌ها فراهم کرد. علاوه‌براین، برخی ویژگی‌های محدود در سه سازوکار حاکمیت شرکتی، به‌ویژه هیئت‌مدیره که نقش بسیار مهمی دارد، در پژوهش‌های داخلی در کانون توجه بوده است. این پژوهش با معرفی ویژگی‌های کمتر مطالعه شده بر اساس ادبیات بین‌المللی، جهت‌گیری مناسبی را برای پژوهش‌های آتی در این حوزه فراهم کرده است.