تجربههای زیستة معلمان از یادگیری حرفهای در محیط کار
نویسندگان
1 دانشیار گروه مدیریت آموزشی و توسعة منابع انسانی، دانشکدة علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه فردوسی مشهد، ایران
2 استادیارگروه روانشناسی، دانشکدة علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه فردوسی مشهد، ایران
3 دانشجوی کارشناسی ارشد آموزش و بهسازی منابع انسانی، گروه مدیریت آموزشی و توسعة منابع انسانی، دانشکدة علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه فردوسی مشهد، ایران
doi
10.22034/jei.2024.374468.2500چکیده
هدف اصلی این پژوهش، فهم تجربههای زیستة دبیران دورة متوسطه از فعالیتهای یادگیری حرفهای در محیط کار است. بهمنظور دستیابی به این هدف، از روش پژوهش کیفی (پدیدارشناسی) استفاده شد. شرکتکنندگان این پژوهش را دبیران مدارسی دخترانه و پسرانة متوسطة شهرستان گناباد در سال تحصیلی 1401-1400 تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند از نوع موارد مطلوب و با درنظرگرفتن معیارهایی مانند معلمان کمتجربه (کمتر از 6 سال سابقه) و باتجربه (بالاتر از 10 سال سابقه)، داشتن تدریس تماموقت در تمام یا بیشترین سالهای خدمت، اشتهار بهعنوان معلم نمونه، اقدامپژوه برتر یا فعال در حوزة درسپژوهی و سایر جشنوارهها، تجربة سرگروه آموزشیبودن و معلمی مدارسی خاص (تیزهوشان و نمونه) انتخاب شدند. در نهایت، با بیست نفر از دبیران بهعنوان مطلعان کلیدی مصاحبه شد. برای جمعآوری دادهها از مصاحبة نیمهساختیافته استفاده شد. بهمنظور تحلیل دادههای بهدستآمده، از روش کدگذاری باز و محوری استفاده شد. همچنین، اعتبار نتایج بر اساس معیارهای چهارگانة لینکلن و گوبا و با اطمینان از موثقبودن دادههای بهدستآمده از مصاحبه و نیز مستندسازی روند کدگذاری دادهها در مراحل گوناگون و بازبینی توسط اعضای تیم پژوهش تأمین شد.نتایج حاصل از تحلیل دادهها نشان داد، یادگیری سازندهگرایی (یادگیری تأملی، یادگیری از کار، بازخورد، یادگیری از راه تجربه)، یادگیری اجتماعی (یادگیری تعاملی، منتورینگ و یادگیری مشاهدهای)، یادگیری خودراهبر (خودتوسعهای و فرصتهای یادگیری) و یادگیری رسمی (آموزشهای بلندمدت و کوتاهمدت)، بهعنوان مضمونهای اصلی استخراجشده از مصاحبهها، تجربههای معلمان را از یادگیری حرفهای در محیط کار به تصویر میکشند. این شناخت به حمایت و تسهیل برنامههای توسعة حرفهای مستمر معلمان در محیط کار کمک میکند.