نقشة مفهومی واژگان حوزة دامداری در گویش وارکی: بازسازی یک نظام شناختی-فرهنگی
نویسندگان
1 دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه جهرم، جهرم، ایران.
2 دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه جهرم، جهرم، ایران.
doi
10.22099/jill.2025.54604.1451چکیده
این پژوهش با هدف بازسازی و ترسیم نقشة مفهومی واژگان حوزة دامداری در گویش وارکی (گویشی روستایی از توابع شهرستان کازرون) انجام شده است. بر خلاف نگاه رایج به واژگان دامداری به عنوان صرفاً اصطلاحات فنی یا اقتصادی، این مطالعه، دامداری را بهمثابة یک دامنة مفهومی مرکزی[1] در نظر میگیرد که تمام جنبههای زیستی، اجتماعی، فرهنگی و شناختی زندگی گویشوران این گویش را دربرمیگیرد. دادههای پژوهش شامل 252 واژه و اصطلاح است که طی شش ماه از طریق مصاحبه با گویشوران بومی (کمسواد یا بیسواد) جمعآوری شد و سپس با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد معنیشناسی شناختی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت .یافتهها نشان میدهد که واژگان دامداری در گویش وارکی، ساختاری عمیقاً شناختی و فرهنگی دارند و بر پایة تجربههای حسی، مشاهدههای زیستمحیطی و باورهای بومی شکل گرفتهاند. این واژگان در هشت زیردامنة مفهومی طبقهبندی میشوند. افزون بر آن، پژوهش به ارتباطات بینمفهمومی[2] میپردازد و نشان میدهد که چگونه استعارهها و مجازها فرهنگی، مانند «دام = ثروت (دولت)»، «چوپان = نگهبان جامعه» یا «کره گدی = کودک وابسته»، نظام معنایی این واژگان را غنی و پیچیده میکنند. نتیجهگیری نهایی حاکی از آن است که گویش وارکی، با وجود جمعیت کوچک گویشورانش، دارای یک سیستم مفهومی منسجم و منحصربهفرد است که در آن هر واژه، گرهی از یک شبکة شناختی-فرهنگی است. حفظ این گویش، تنها حفظ واژگان نیست، بلکه حفظ یک دنیای مفهومی است که با فاصلهگرفتن نسلهای جدید از زندگی روستایی، در معرض فراموشی و اضمحلال قرار دارد؛ بنابراین، ثبت و تحلیل این نقشة مفهومی نهتنها برای زبانشناسی شناختی، بلکه برای مردمشناسی، تاریخ فرهنگی و مطالعات بومی ضروری است. [1] . Central Conceptual Domain[2] . Cross-domain Mapping