مقایسه نیمرخ شناختی دانشآموزان با اختلال خواندن، اختلال ریاضی و دانشآموزان بهنجار بر اساس مؤلفههای هوش آزمای تهران- استنفورد بینه
نویسندگان
1 استادیار، گروه روانشناسی و آموزش کودکان با نیازهای خاص، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
2 استاد گروه روانشناسی و آموزش کودکان با نیازهای خاص، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
3 دانشجوی دکتری روانشناسی و آموزش کودکان با نیاز های خاص، گروه روانشناسی و آموزش افراد با نیازهای خاص، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
4 دانشیار، گروه مشاوره، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
doi
10.22034/ceciranj.2024.450441.1852چکیده
هدف پژوهش حاضر مقایسه نیمرخ شناختی دانشآموزان با اختلالخواندن، اختلالریاضی و دانشآموزان بهنجار بر اساس مولفههای هوش آزمای تهران-استنفورد بینه بود. پژوهش حاضر از نوع علی- مقایسهای و جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانشآموزان با اختلالخواندن، ریاضی و دانشآموزان عادی پایههای سوم تا پنجم ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی 1400-1401 بود. نمونه پژوهش شامل 23 دانشآموز با اختلال خواندن (13 پسر و 10 دختر)، 25 دانشآموز با اختلال ریاضی (14 پسر و 11 دختر) و 30 دانشآموز بهنجار (15 دختر و 15 پسر) بود که به طور در دسترس انتخاب شدند. به منظور تشخیص اختلال ریاضی، خواندن و همچنین ارزیابیهوش، علاوه بر تشخیص مراکز اختلالیادگیری، به ترتیب از آزمون تشخیصی ایرانی کیمت (IKMDT)، آزمون خواندن نما (NEMA) و هوشآزمای تهران- استنفورد بینه (TSB) استفاده شد. دادهها به وسیله نرم افزار SPSS-21 و با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری تحلیل شدند. تفاوت معناداری بین گروه بهنجار و گروههای دارای اختلال در مولفههای آزمون هوش مشاهده شد (01/0< (p. با این وجود تفاوت معناداری بین دانشآموزان با اختلالریاضی و خواندن در مولفههای مورد بررسی مشاهده نشد (05/0< (p. با توجه به یافتهها به نظر میرسد تنها بر اساس مقایسه و استفاده از مولفههای آزمونهای هوش نمیتوان اختلال یادگیری در خواندن و ریاضی را بهسادگی از هم تفکیک کرد؛ از اینرو پیشنهاد میشود علاوهبر آزمونهای هوش از معیارهای تشخیصی چندگانه شامل آزمونها و تشخیص متخصصین جهت شناسایی دقیقتر این دو اختلال استفاده شود.