تحلیل پدیدارشناختی تجارب زیسته معلمان دوره ابتدایی از تلفیق بازی در فرایند یاددهییادگیری
نویسندگان
1 مدرس، گروه آموزش علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، شیراز، ایران
2 استادیار گروه آموزش علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
3 دانشجوی کارشناسی ارشد علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، شیراز، ایران
doi
10.22034/jei.2023.340520.2330چکیده
هدف از پژوهش حاضر، واکاوی تجارب زیستۀ معلمان ابتدایی از تلفیق بازی در فرایند یاددهی ـ یادگیری است. رویکرد پژوهش کیفی و روش انجام آن پدیدارشناسی است. انتخاب مشارکتکنندگان هدفمند و از نوع معیار است که از میان معلمان دورۀ ابتدایی با تجربۀ استفاده از بازی در آموزش، دارای دستکم دو سال تجربۀ تدریس و علاقهمند به شرکت در پژوهش انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها، از مصاحبۀ نیمهساختاریافتۀ عمیق استفاده شد. دادهها در مصاحبۀ دوازدهم به اشباع رسید و برای اطمینان، با دو نفر دیگر هم مصاحبه شد. دادهها با استفاده از روش هفتمرحلهای کلایزی تحلیل شد و اعتباریابی یافتهها ازطریق دقت پژوهشگر، ارجاع به همکاران پژوهشگر و بازبینی مشارکتکنندگان انجام شد. برای اطمینانیابی نیز از روش هدایت دقیق جریان مصاحبه، خودبازبینی پژوهشگر و کدگذاری مصاحبهها بهدست پژوهشگر دیگری استفاده شد. تحلیل دادهها به استخراج 10 مضمون اصلی و 62 مضمون فرعی انجامید. ازجملۀ این مضامین اصلی، انواع بازی از نظر تعداد مشارکتکننده، شکل اجرا، هدف خاص، دستاوردهای جسمی، روانی، مهارتی و آموزشی بازیها، محدودیتهای اجرا، واکنشهای مثبت و منفی اولیا، نقش معلمان در جریان بازی و موقعیتهای استفاده از بازی بود. با توجه به یافتهها، گفتنی است که اجرای بازیها دستاوردهای متعددی برای دانشآموزان و حتی معلمان دارد، اما با محدودیتهایی مانند کمبود وقت، محتوای زیاد کتب درسی و فضا و محیط نامتناسب مواجه است. معلمان سعی میکنند در موقعیتهای گوناگون مانند رفع خستگی، ایجاد انگیزه، تثبیت یادگیری و... از بازی استفاده کنند.