تحلیل تجارب زیسته فروشندگان کالاهای خدماتی از تعامل با کودکان استثنایی

نویسندگان

1 گروه آموزشی علوم تربیتی، دانشکده شهید مدرس، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.

2 دانشجوی کارشناسی رشته آموزش کودکان استثنایی، گروه علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، سنندج، ایران.

doi
10.22034/ceciranj.2024.452774.1856
چکیده

هدف پژوهش حاضر تحلیل تجارب زیسته فروشندگان کالاهای خدماتی از تعامل با کودکان استثنایی بود. به اقتضای هدف پژوهش، از رویکرد کیفی و روش پژوهش تحلیل‌موقعیتی، بهره گرفته شد. میدان پژوهش، شامل 13 نفر (9 مرد، 4 زن) از فروشندگان شهرستان سنندج، در سال ۱۴۰۲ بود. انتخاب فروشندگان به روش نمونه‌گیری هدفمند ملاک‌محور بود. ابزار گردآوری داده‌ها، مصاحبه‌ی نیمه‌ساختاریافته محقق‌ساخته بود. فرایند مصاحبه تا جایی ادامه یافت که اشباع نظری نسبی در داده‌ها حاصل شد. داده‌ها بعد از تم‌بندی، مقوله‌بندی و مفهوم‌سازی، به روش استقرائی، دسته‌بندی شدند. یافته‌های پژوهش در دو بخش نگرش فروشندگان نسبت به ویژگی‌های کودکان‌استثنایی و نحوه‌ی تعامل با آن‌ها ارائه شد. نگرش دررابطه‌با ویژگی‌های کودکان استثنایی در سه زمینه‌ی احساس، تصور و شرایط اجتماعی، ارائه شد. هم‌چنین نگرش فروشندگان دررابطه‌با نحوه‌ی تعامل در دو زمینه‌ی تعامل با دید ناتوان‌انگاری و تعامل با دید توانمندسازی کودکان استثنایی ارائه شد. نتایج، تنوع در نگرش افراد را نشان داد. نوع نگاه به افراد استثنایی، طیفی از تمسخر، ترحم، عادی‌انگاری و توانمندانگاری کودکان استثنایی را بیانگر بود. هم‌چنین نتایج، افزایش سطح پذیرش جامعه نسبت به این افراد را نشان داد؛ اما سطح آگاهی کافی نسبت به انواع گروه‌های استثنایی و تحوه‌ی تعامل با آنان در سطح رضایت‌بخش نبود. جهت بالابردن رفاه اجتماعی این کودکان، پیشنهاد می‌شود به آگاهی‌بخشی در زمینه‌ی کودکان‌استثنایی و فرهنگ‌سازی ذهنیتی و تعاملی، توجه کافی شود؛ چراکه تعدادی از دیدگاه‌ها، نشان از کمبود آگاهی جامعه نسبت به شرایط و توانایی‌های این کودکان است.