طراحی الگوی پاسخگویی اجتماعی مدارس ابتدایی ایران: مطالعهای دادهبنیاد
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مدیریت آموزشی، گروه علوم تربیتی، دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران
2 استاد گروه علوم تربیتی، دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران
3 دانشیار گروه علوم تربیتی، دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران
doi
10.22034/jei.2023.305204.2106چکیده
پژوهش حاضر، که با هدف طراحی الگوی پاسخگویی اجتماعی در مدارس ابتدایی ایران انجام شده است، براساس هدف کاربردی و گردآوریِ دادهها کیفی بوده و در آن از روش دادهبنیاد استفاده شده است. میدان پژوهش را استادان رشتهٔ مدیریت آموزشی در دانشگاههای دولتی کشور تشکیل دادهاند. مشارکتکنندگان با رویکرد هدفمند و روش نمونهگیری نظری و استفاده از معیار اشباع نظری دادهها انتخاب شدهاند. ابزار گردآوری دادهها مصاحبهٔ نیمهساختارمند است. تحلیل دادههای بهدستآمده از روش اشتراوس و کوربین در سه مرحلهٔ کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری گزینشی با نرمافزار مکس کیودیاِی 18 انجام شده است. در بخش نتیجهگیری، براساس چارچوب اشتراوس و کوربین، در بخش عوامل علّی پنج مقوله (توجه به مدارس دولتی و عصر فناوری، وجود اخلاق و قانون، وجود سازمانهای ارزشیاب در جامعه، جامعهٔ فرهیخته، مدرسه و مدیریت آن)، پدیدهٔ محوری هفت مقوله (مشارکت، محیطزیست، وجدان، مالی، فرهنگ و اجتماع، شفافسازی، آگاهی و یادگیری)، راهبردها پنج مقوله (فعالیت انجمنها و نهادهای مدنی، آگاهی جامعهٔ مدنی درخصوص حقوق شهروندی خود و انتظارات مدرسه، تمایل مدیریت مدرسه به پاسخگویی، وضعیت اقتصادی و رفاهی و ارتباطات مدرسه)، شرایط میانجی شش مقوله (باورها و هنجارهای جامعه، توجه به ذینفعان مدرسه، کیفیت مدرسه، رهبری اثرگذار، مطالبهگری جامعه و سبکهای مدیریت حمایتی)، شرایط زمینهای چهار مقوله (وضعیت جامعه، وجود رسانههای رسمی و مجازی، نوع نظام مدرسه و میزان آگاهی، دموکراسی در جامعه) و پیامدها هشت مقوله (افزایش مشارکت در امور مدارس، افزایش عملکرد و اثربخشی معلمان در تمامی زمینهها، حمایت و اعتماد به مدارس، شفافسازی، رشد فکری و فرهنگی جامعه، یادگیری و عملکرد بهتر دانشآموزان، بهبود عملکرد و اثربخشی مدارس و عدالت آموزشی) شناسایی شدند.