بازتابی از ساختار درک معلم و دانشجومعلمان دربارۀ استدلال تناسبی کیفی
نویسندگان
1 استادیار گروه ریاضی، دانشکدۀ علوم پایه، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، تهران، ایران
2 استاد، گروه ریاضی، دانشکدۀ علوم پایه، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم تحقیقات تهران،ایران
3 دانشجوی دکتری، گروه ریاضیات، دانشکدۀ علوم پایه، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، تهران، ایران
4 استادیار سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی، مدیریت اطلاعات تیمز و پرلز ایران
doi
10.22034/jei.2023.329057.2260چکیده
توانایی مرتبط کردن تمام ویژگیهای ضروری یک موقعیت، در قالب بزرگنمایی یا کوچکنمایی، معرف یک تفکر به شکل نسبی است. ظهور تفکر نسبی پیشآگهی آغاز ساخت پلی برای پرکردن شکاف میان ساختارهای جمعی و ضربی است. تفکر نسبی عملکردی شناختی است که توانایی تحلیل تغییر در شرایط نسبی را توصیف میکند. قابلیت هدایت و کار با جنبههای کیفی به تقویت تفکر تناسبی کمّی منجر میشود. مطالعۀ کیفیت ادراک معلمان دورنمای شیوۀ ایجاد و توسعۀ ساختارهای مفهومی نزد فراگیران است. این مطالعه با هدف تعیین ویژگیهای کیفی دانش محتوا و پداگوژیکی محتوای استدلال تناسبیِ کیفی به بررسی دانش بازنماییهای مرتبط میان مشارکتکنندگان در پژوهش پرداخته است.پژوهش حاضر توصیفی و از نوع زمینهیابی است. نمونه آماری این پژوهش شامل 180 نفر از معلمان مقاطع ابتدایی، متوسطۀ اول (ریاضی) و دانشجومعلمان است. ابزار پژوهش آزمون محققساخته و ارزیابی در چارچوب نظریههای این حوزه به واسطۀ تحلیل کمّی ـ کیفی صورت گرفته است.از نتایج ارزیابی میتوان به نزدیکی شیوۀ عملکرد دانشجومعلمان و معلمان دورۀ ابتدایی اشاره کرد که تقریباً نیمی از هریک از این دو گروه عملکرد موفقی داشتند. بیشترین تعابیر صحیح به ترتیب از سوی معلمان متوسطه، دانشجومعلمان و معلمان ابتدایی مشاهده شد. توجه به پیشدرآمدها و ضرورتهای روند توسعۀ استدلال تناسبی از سوی معلمان، تعمیق بررسی آن توسط پژوهشگران و مطالبه آن در طراحیهای تعلیمی مراکز تربیت معلم مورد تأکید محققان این مطالعه است. در خصوص آموزش معلمانِ آینده ایجاد حساسیت به پیامد تأخیر ظهور تفکر تناسبی دانشآموزان ضروری است.