مدلسازی و دانش فرامدلسازی: سنجش درک دانشآموزان از مدلسازی مفهومی در یادگیری علوم
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم تربیتی، دانشکدۀ علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
doi
10.22034/jei.2023.350546.2390چکیده
مدلها ابزارهای تأثیرگذار در یادگیری علوم بهشمار میروند و اگر شاگردان دربارۀ ماهیت مدلها، هدف از مدلسازی و کاربرد آنها در فرایند یادگیری فکر نکنند، این اثربخشی محدود خواهد بود. این پژوهش درپی کاوش نوع و سطح درک شاگردان دورۀ دوم متوسطه از مدل و دانش فرامدلسازی در دروس فیزیک، شیمی و زیستشناسی است. در این پژوهش کمّی ـ توصیفی، نمونۀ در دسترس530 نفر از دانشآموزان دورۀ دوم متوسطه، بهمنظور پاسخگویی به پرسشنامۀ بررسی میزان دانش مدلسازی (مدل شایستگی مدل) انتخاب شدند. بهمنظور تحلیل دادهها از مدل سؤال ـ پاسخ امتیاز پارهای استفاده شد. یافتهها نشان داد که شاگردان در درجۀ اول، به مدلهای عینی و عملکردی فکر میکنند و مدلهای انتزاعی (نمودار یا معادله) در درجۀ دوم اهمیت قرار دارند. دانش مدلسازی و آگاهی از کارکرد و اهداف مدلها از حوزۀ محتوایی مستقل نیست و به دنبال آن، نوع و کاربرد مدلها به محتوا و درس بستگی دارد؛ بهگونهای که شاگردان از مدلسازی در زیستشناسی بیشتر بهمنظور توصیف پدیدهها و در فیزیک و شیمی بهمنظور پیشبینی و استدلال بهره میبردند. پیشنهاد میشود در برنامۀ درسی علوم به مدل و دانش مدلسازی در محتوای درسی توجه بیشتر شود و مهارتهای فراشناختی شاگردان برای تشخیص، کاربرد، بازبینی و ارزیابی مدلها توسعه داده شود. همچنین معلمان علوم به استفادۀ آگاهانه از مدلسازی در فرایند تدریس تشویق شوند.