جستاری بر سازمانهای بینالمللی نرم
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق بین الملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 استاد حقوق بین الملل، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
3 دانشجوی دکتری حقوق بین الملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.48308/jlr.2025.235757.2731چکیده
انعقاد معاهدات وستفالی در سال 1648 سبب گردید که جامعۀ بینالمللی ساختاری جدید یابد و به یک جامعۀ بینالدولی (دولت-ملت) تبدیل شود. ماهیت بینالدولی جامعۀ بینالمللی به مرور زمان دچار تحولاتی شد و منجر به تولد موجودیتهای جدیدی به نام سازمان-های بینالمللی در کنار دولتها گردید. سپس درنتیجۀ تحول حقوق سازمانهای بینالمللی، با موجودیتهای جدیدی روبهرو هستیم که از آنها بهعنوان سازمانهای بینالمللی نرم یاد میشود که در مقایسه با سازمانهای سخت، مسائل نوظهوری را در عرصه نظام حقوق بینالملل پدید آوردهاند که از جمله میتوان به مفهومشناسی، شخصیت حقوقی، عناصر و چالشهای پیشروی این سازمانها، اشاره نمود. بنابراین سؤالهای پژوهش حاضر آن است که اصولاً به چه سازمانهایی سازمان بینالمللی نرم میگویند؛ چه وضعیت حقوقی دارند و چه آثاری بر آنها مترتب است؟ بدینمنظور سعی شده است با روش توصیفی– تحلیلی و شیوهی گردآوری اطلاعات بهصورت کتابخانهای به پاسخ سؤالهای پیشگفته پرداخته شود. در پایان نگارندگان نتیجه میگیرند که تمام چالشهایی که در جایگاه سازمانهای بینالمللی نرم وجود دارد، درنتیجۀ مقایسه با سازمانهای سخت بهوجود آمده است و پاسخ قطعیای نمیتوان به تمام آنها داد، بلکه باید بهصورت مورد به مورد و با توجه به قواعد و مقررات حاکم بر آن سازمان بررسی و نتیجهگیری نمود.