رابطه سن و سبک یادگیری دانشآموزان آهستهگام با نشانگان داون؛ نقش تعدیلکننده جنسیت
نویسندگان
1 دانشیار گروه روانشناسی تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 استاد گروه روانشناسی و آموزش کودکان استثنایی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 دانشیار گروه روانشناسی و آموزش کودکان استثنایی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
4 دانشجوی دکتری رشته روانشناسی و آموزش کودکان استثنایی، دانشکده ادبیات، علوم انسانی و اجتماعی واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاداسلامی، تهران، ایران.
5 استادیار گروه روانشناسی و آموزش کودکان استثنایی، دانشکده ادبیات، علوم انسانی و اجتماعی واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.22034/ceciranj.2024.424190.1816چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تعدیلکننده جنسیت در رابطه میان سن و سبک یادگیری در دانشآموزان آهستهگام با نشانگان داون انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی – همبستگی و از نوع تحقیقات پیمایشی با رویکردی کمی بود. جامعه آماری شامل تمام دانشآموزان آهستهگام با نشانگان داون شهر تهران و خراسان رضوی که در سال 1403-1402 مشغول به تحصیل بودند، انتخاب شدند. حجم نمونه 100 نفر دختر با میانگین سنی (36/0 ± 12/13 ) و 100 نفر پسر با میانگین سنی (44/0 ± 6/13 ) بود که با روش نمونهگیری دردسترس انتخاب شدند. جهت گردآوری اطلاعات، چکلیست وارسی سبک یادگیری واک مورد استفاده قرار گرفت. برای تحلیل یافتهها از نرمافزار SPSS-22 و برای بررسی فرضیه پژوهش از تحلیل رگرسیون چندگانه با رویکرد سلسله مراتبی طی دو گام متوالی استفاده شد. یافتهها نشان دادند که ارتباط سن و سبک یادگیری دیداری، منفی بوده است، یعنی با افزایش سن این سبک کاهش پیدا کرده است. همچنین، متغیر جنسیت، رابطه بین سن و سبک یادگیری دیداری را تعدیل کرده و از طرف دیگر ارتباط سن با سبکهای یادگیری شنیداری و جنبشی، مثبت بوده، یعنی با افزایش سن این دو سبک افزایش پیدا یافته است و متغیر جنسیت رابطه بین سن و سبکهای یادگیری شنیداری و جنبشی را تعدیل کرد. به نظر میرسد، سن میتواند بر سبک یادگیری شنیداری و جنبشی مؤثر باشد و جنسیت نیز این رابطه را تعدیل میکند. پیشنهاد میشود، معلمان سن و جنسیت را بهعنوان عوامل مؤثر جهت ارتقای سطح آموزشی دانشآموزان آهستهگام با نشانگان داون در نظر گیرند.