سیر تحول «محاکمه کن یا مسترد کن» در رویۀ قضائی و اسناد بین المللی
نویسندگان
1 استادیار گروه حقوق کیفری و جرم شناسی، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی
2 استاد، گروه حقوق کیفری و جرم شناسی، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی
3 دانشجوی دکتری حقوق کیفری و جرم شناسی، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی
4 داﻧﺷﯾﺎر، گروه حقوق جزا و جرم شناسی، دانشکده حقوق، دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.22034/jlvi.2024.2007266.1041چکیده
صرفنظر از میزان مجازات، اجرای مجازاتهاست که به پیشگیری از وقوع جرائم منجر میشود و این قاعدهای پذیرفتهشده در حقوق کیفری است. نهتنها در عرصۀ داخلی، بلکه در عرصۀ بینالملل این اصل حاکم بوده و بی کیفرمانی مرتکبان جرائم بینالمللی همواره عاملی اساسی در افزایش میزان ارتکاب جرم محسوب میشود.اصل «صلاحیت جهانی» بهعنوان یک راهکار مهم در راستای مقابله با بیکیفرمانی مرتکبان جرائم بینالمللی وارد ادبیات حقوق کیفری بینالملل شد تا بدین وسیله بتوان با جنایات بینالمللی مقابله و از وقوع آنها پیشگیری کرد. اصل «محاکمه کن یا مسترد کن» یکی از موضوعات اساسی در اعمال صلاحیت جهانی است که در تعداد زیادی از اسناد بینالمللی مورد پردازش قرار گرفته و اعمال آن به نوعی اعمال اصل صلاحیت جهانی را تضمین میکند. پرسش مهمی که مطرح میشود این است که اصل موصوف در اسناد بینالمللی و رویۀ قضائی بینالملل، در یک خط مستقیم قرار گرفته یا دچار تحولات شده است؟ پژوهش حاضر در گردآوری اطلاعات، به صورت کتابخانهای و در تحلیل اطلاعات از طریق بررسی و تحلیل اسناد بینالمللی حاوی این اصل و همچنین کنوانسیونهای دربردارندۀ اصل موصوف، تحولات صورتگرفته در«محاکمه کن یا مسترد کن» را مورد اشاره قرار داده است. پژوهش حاضر نشان داده است که بهدلیل ضرورت اجرایی شدن اصل «محاکمه کن یا مسترد کن»، شاهد تنوع و انعطافپذیری آن در اسناد بینالمللی و رویۀ قضائی بینالمللی هستیم، بهگونهای که در هر پرونده با اتکا به اصل موصوف آرای متنوعی صادر شده و درنهایت این امر به ایجاد تحولات جدی درخصوص رویۀ قضائی و حتی اسناد بینالمللی منجر شده است.