تبیین استعاره‌های مفهومی جهت‌دار زمان‌در‌مکان کتاب فارسی پایۀ چهارم ابتدایی بر مبنای رویکرد لیکاف و جانسون

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه فلسفۀ تعلیم‌و‌تربیت دانشکدۀ روان‌شناسی و علوم تربیتی دانشگاه خوارزمی

2 دانشیار گروه فلسفۀ تعلیم‌و‌تربیت دانشکدۀ روان‌شناسی و علوم تربیتی دانشگاه خوارزمی

3 دانشیار گروه فلسفۀ تعلیم‌و‌تربیت دانشکدۀ روان‌شناسی و علوم تربیتی دانشگاه خوارزمی

doi
10.22034/jei.2022.285549.1918
چکیده

مفهوم سواد خواندن یکی از اهداف مهم پژوهش‌های تربیتی است که به‌واسطۀ آن دانش‌آموزان، طی دوران آموزش، متون درسی را یاد می‌گیرند. لیکاف و جانسون رویکردی زبان‌شناسانه در علوم شناختی معرفی کردند که، برخلاف رویکرد چامسکی که به شناخت زبان نحوی می‌پردازد، در آن به عنصر معنی در زبان از منظر استعارۀ مفهومی تأکید ویژه داشتند. لیکاف و جانسون استعاره‌های مفهومی را مهم‌ترین عامل شناخت انسان از جهان برمی‌شمارند. استعارۀ مفهومی به معنای فهم فکر یا مفهومی انتزاعی بر اساس فکر یا موضوع دیگری است که مفهومی عینی دارد. با توجه به اهمیت استعاره‌های مفهومی در شناخت و درک مفهوم دانش‌آموزان، این مقاله به بررسی استعاره‌های مفهومی جهت‌دار زمان‌در‌مکان درس فارسی پایۀ چهارم ابتدایی پرداخته است. روشِ این پژوهش تحلیل مفهومی با رویکرد زبان‌شناسی لیکاف است که با تحلیلی زبان‌شناسانه و فلسفی به مفهوم استعاره در درس فارسی می‌پردازد. بر اساس نتیجۀ بررسی و پژوهش‌ها، متون کتاب فارسی استعارات متعدد مفهومی برای آموزش دارد؛ اما در بخش فعالیت‌ها و پرسش‌های این کتاب آموزش ویژه‌ای دراین‌باره صورت نگرفته است. بنابراین لازم است برای درک بهتر مفاهیم و شناخت جهان اطرافِ دانش‌آموز برنامه و رویکرد متناسبی از آموزش معنی در بستر استعاره‌های مفهومی در نظر گرفته شود.