نقش واسطهای خودتنظیمی هیجانی در رابطه حمایت اجتماعی ادراکشده و خودکارآمدی والدگری والدین دارای فرزند مبتلا به فنیلکتونوری
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران.
2 استاد، گروه روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران.
3 استادیار گروه مشاوره، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه حضرت معصومه، قم، ایران.
doi
10.22034/ceciranj.2023.377500.1725چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین حمایت اجتماعی ادراکشده و خودکارآمدی والدگری از طریق نقش واسطهای خودتنظیمی هیجانی در والدین دارای فرزند مبتلا به فنیلکتونوری بود. جامعه آماری شامل 195 والد (130 مادر و 65 پدر)، مراجعهکننده به مرکز حمایت از بیماران متابولیک استان زنجان در سال 1400 بود. تعداد 157 نفر (113 مادر و 44 پدر) از والدین به روش نمونهگیری دردسترس انتخاب شدند. ابزار مقیاس حمایت اجتماعی ادراکشده (MSPSS)؛ پرسشنامه راهبردهای خودتنظیمی هیجانی (ESRSQ) و پرسشنامه خودکارآمدی والدگری (PSAM) استفاده شد. تحلیل دادهها از طریق مدلسازی معادلات ساختاری با حداقل مربعات جزئی و با استفاده از نرم افزار Smart PLS- 3.3انجام شد. با توجه به نتایج بوت استرپ، اثرات مستقیم حمایت ادراکشده از دوستان بر خودتنظیمی هیجانی (011/0= P، 24/0=β) و خودتنظیمی هیجانی بر خودکارآمدی والدگری (001/0= P، 35/0=β) معنیدار و مثبت بود. اثرات غیرمستقیم حمایت ادراکشده از دوستان (019/0= P، 083/0=β)، از طریق خودتنظیمی هیجانی بر خودکارآمدی والدگری معنیدار و مثبت بود. این یافتهها شواهد جدیدی را ارائه میکنند که نشان میدهد راهبردهای خودتنظیمی هیجانی ممکن است هدفی برای مداخلات روانشناختی باشد که برای افزایش خودکارآمدی والدین دارای فرزند مبتلا به فنیلکتونوری تلاش میکنند. همچنین، پیامدهایی برای اقدامات مراقبتهای بهداشتی و مداخلات حمایتی-درمانی بیماران فنیلکتونوری دارد؛ زیرا بر اهمیت کمک به والدین برای مواجه با مشکلات ناشی از این بیماری در خانوادهها تأکید میکند.