واکاوی تطبیقی مؤلفههای ماهیت حب در رسالة لایعول علیه ابنعربی و اوصاف الاشراف خواجه نصیرطوسی
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
2 دکتری رشتة فلسفه و کلام دانشکده الاهیات دانشگاه قم و سطح 4 حوزة علیمه قم، ایران
doi
10.22108/jpll.2024.140283.1813چکیده
یکی از احوالات بنیادین و فراگیر انسان، حب و شوق است که وابستگی شدیدی با معرفت دارد. به عبارتدیگر، حدوث، ابقاء و شدت یا ضعف محبت به میزان معرفت فرد بستگی دارد؛ اما محبت باتوجهبه ادلة نمودانگاری هستی که خاستگاه اصلی مبانی عرفان نظری است، معنایی عمیقتر مییابد. ابنعربی، یکی از بزرگترین عارفان مسلمان، باتوجهبه وجود منبسط و وحدت شخصی، برای عشق تعریفی ارائه میدهد که در آن، عشق به معنای تعلق به وجود مطلق در متن وجود مقید است. بهعبارتدیگر، عاشق میپندارد که محبوب او وجود مقید است؛ اما در حقیقت، در هر طلب و حبی، مطلوب و محبوب حقیقی و بالذات است که مورد خواست واقع شده است. وی در رسالة لایعول علیه به مؤلفههایی میپردازد که در آن اعتبار و اعتنا به برخی امور، بهنوعی نگاهی عرفانی و معناگرایانه دارند. خواجه نصیر طوسی در اوصاف الاشراف با نگاهی دیگر به فصول ابتدایی به موضوع عشق میپردازد که با دیدگاه ابنعربی، همسانیها و تفاوتهایی دارد. خواجهنصیر با تأکید بر تعریفناپذیری عشق بهسبب معدومیت آن در یک بستر دیالیکتیکگونه، به تفسیر حقیقت عشق روی آورده است. نگارندگان در این نوشتار با روش توصیفی - تحلیلی و با ابزار کتابخانهای سعی در تحلیل و بسط دیدگاههای خواجهنصیر و ابنعربی دربارة عشق دارد.