«جهان مربوط» و «جهان‌های نامربوط» نظریه جهان‌شناسی کلامی مبتنی بر آموزه «هفت آسمان»

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشکدگان پردیس فارابی

2 دانشیار علوم قرآن و حدیث دانشگاه شهید رجائی

3 دانشجوی دکتری کلام امامیه دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران

doi
10.30465/srs.2022.39900.1945
چکیده

در باب جهان‌شناسی کلامی، آموزه هفت آسمان از محوری‌ترین آموزه‌هاست که عالمان مسلمان و از جمله دانشیان امامیه بدان توجّه کرده‌اند. در باب این آموزه تاکنون هفت نظریه‌ی اصلی مطرح شده است که به نظر می‌رسد هریک از آنها دارای ابهام‌ها و ضعف‌هایی است که نتوانسته‌اند دیدگاهی جامع، منسجم و در ارتباط با دیگر آموزه‌های دینی عرضه نمایند. در این پژوهش کاستی‌ها و ابهامهای این دیدگاه‌ها برنموده شده و آنگاه با منبع قراردادن قرآن و روایات و بهره‌گیری از یافته‌های مسلم علوم تجربی و با استفاده از روش ترکیبی تفسیر علمی و تفسیر قرآن به قرآن، دیدگاهی جدید با عنوان «جهان مربوط و جهان‌های نامربوط» مطرح می‌شود که ابهامات و اشکالات نظریات پیشین را ندارد. این نظریه‌ی جدید مبتنی بر تحلیلی نوین از ساختار منظومه شمسی است و در آن ادعا شده است که هر یک از آسمان‌های هفت‌گانه دارای عنوانی خاص در قرآن بوده که بر مصادیق مشخص عینی و خارجی در منظومه شمسی قابل تطبیق است و از این جهت دارای امتیاز و نیز ابتکار در مقایسه با دیگر دیدگاه‌ها است.