تحلیل ساختار جنگلهای ایران: مروری بر پژوهشها و یافتهها در بومسازگانهای جنگلی ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم زیستی جنگل، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران
2 دانشیارپژوهش، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
3 استاد، گروه جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران
4 استاد، گروه جنگلشناسی و حفاظت از طبیعت، دانشگاه کشاورزی کراکف، کراکف، لهستان
doi
10.30466/jfrd.2025.55950.1753چکیده
مقدمه و هدف: ساختار جنگل نمایانگر توزیع ویژگیهای درختان در بومسازگانهای جنگلی است و شامل عواملی مانند سن، اندازه و نوع گونهها میشود. بررسی ساختار جنگل برای مدیریت صحیح و حفظ تنوع زیستی ضروری است، زیرا به انتخاب روشهای مناسب برای پایداری جنگل کمک میکند. همچنین، ساختار تودههای جنگلی بهعنوان شاخصی برای ارزیابی کیفیت جنگل، زیستگاه حیاتوحش و ارزشهای زیستمحیطی مورد توجه قرار میگیرد. روشهای مختلفی برای اندازهگیری ساختار جنگل وجود دارد که شاخصهای نزدیکترین همسایه یکی از آنهاست که به تحلیل الگوهای پراکنش و تنوع ابعاد درختان میپردازد. پژوهشهای متعددی در زمینه ساختار تودههای جنگلی در مناطق مختلف رویشی ایران انجام شده و هدف از این پژوهش، گردآوری، ترکیب، ارزیابی و جمعبندی تمام پژوهشهای انجامشده در این زمینه بدون محدودیت زمانی تا سال 2024 میلادی است.مواد و روشها: این نوشتار، مروری بر مقالات منتشرشده در حوزه بررسی ساختار تودههای طبیعی مناطق رویشی مختلف ایران است. در پایگاههای ملی و بین المللی Scopus, Magiran, Science Core Collection, SciELO Citation Index, Sid, Google Scholar, Science Direct, Biological Abstract مقالاتی بدون محدودیت زمانی تا سال 2024 میلادی در مجلات داخلی و خارجی در زمینه ساختار جنگل و با موضوعاتی مانند اثر عوامل فیزیوگرافی (ارتفاع از سطح دریا، شیب، جهت) و اثر مدیریت بر ساختار تودهها، کمّیسازی ساختار جنگلها، تنوع گونهای و ساختار جنگل، آمیختگی گونهای و الگوی مکانی تودههای جنگلی جستجو شد. در مجموع 97 مقاله در زمینه ساختار تودههای جنگلی مورد بررسی قرار گرفت که از این تعداد 47 مورد مربوط به پژوهشهای انجامشده در جنگلهای شمال کشور (هیرکانی)، چهار مورد مربوط به جنگلهای ارسباران، 40 مورد مربوط به جنگلهای زاگرس و شش مورد مربوط به جنگلهای خلیج و عمانی است. این مقالات بر اساس شاخصهای ساختار عمودی و افقی، آمیختگی و وضعیت همگنی، تأثیر عوامل فیزیوگرافی و همچنین تاثیر مدیریت و دخالتهای انسانی بر ساختار تودههای مناطق مختلف رویشی ایران، گردآوری، جمعبندی و در جداول جداگانه سازماندهی شدند.یافتهها: نتایج پژوهشهای بررسیشده با روشهای مبتنی بر نزدیکترین همسایه نشان داد الگوی مکانی در تودههای جنگلی هیرکانی و زاگرس بهترتیب با گونه غالب راش و بلوط، کاملا مشابه نبوده ولی در بیشتر آنها، الگوی کپهای ارزیابی شده است. در مقابل در تودههای جنگلی هیرکانی با گونه غالب غیر از راش، الگوی مکانی تصادفی یا مابین تصادفی و کپهای بهدست آمد. همچنین در بررسی الگوی مکانی با دیگر روشهای بررسی ساختار در تودههای جنگلی هیرکانی و زاگرس در بیشتر پژوهشها الگوی مکانی کپهای ارزیابی شد. ساختار عمودی در تودههای جنگلی هیرکانی، زاگرس و خلیج و عمانی نیز روند مشابهی را نشان نداد و بیشترین و کمترین تعداد آشکوب بهترتیب مربوط به تودههای جنگلی هیرکانی و خلیج و عمانی است. همچنین در بیشتر پژوهشهای بررسیشده با روشهای مبتنی بر نزدیکترین همسایه در جنگلهای زاگرس، ارسباران و خلیج عمانی آمیختگی کم و ساختار جنگل همگن ارزیابی شد. نتایج بررسی تأثیر عوامل فیزیوگرافی (شیب، جهت، ارتفاع) بر روی مشخصههای غیرمکانی ساختار درختان (قطر برابرسینه، ارتفاع، سطح مقطع، سطح تاج، تعداد درختان) نشان داد که در بیشتر پژوهشها در جهتهای شمالی و شرقی میانگین شاخصهای مورد بررسی افزایش یافته ولی با افزایش شیب و ارتفاع از سطح دریا، میانگین این مشخصهها کاهش مییابد. همچنین در بیشتر پژوهشها، مدیریت و دخالتهای انسانی بر روی مشخصههای غیرمکانی ساختار تودههای جنگلی بررسیشده (بهجز تعداد درختان) اثر منفی دارد.نتیجهگیری: بررسیهای انجامشده نشان میدهد که ساختار افقی تودههای جنگلی در مناطق مختلف رویشی ایران متاثر از عوامل طبیعی و انسانی است. تحلیل ساختار جنگلهای هیرکانی (راش) و زاگرس (بلوط) نشان داد الگوی غالب پراکنش افقی بهصورت کپهای است که تحت تأثیر عوامل بومشناسی مانند سنگینی بذر و زادآوری لکهای شکل میگیرد. شاخص آمیختگی پایین و همگنی ابعاد درختان در مناطق مورد بررسی، حاکی از غلبه رقابت شدید یا تخریب بومسازگانی است. ساختار عمودی پیچیدهتر در جنگلهای هیرکانی و تأثیر ناهمگون عوامل فیزیوگرافی بر مشخصههای ساختاری از دیگر یافتهها است. مدیریت جنگل با تأثیر مثبت بر تراکم، اثرات منفی بر شاخصهای غیرمکانی داشته که لزوم بهکارگیری روشهایی مانند قطع گزینشی، حفظ ساختار لکهای و تدوین دستورالعملهای حفاظتی ویژه برای مناطق حساس (بهویژه زاگرس) را پررنگ میسازد. این پژوهش با محدودیت دادههای زمانی، نیازمند تکمیل با مدلسازی برای تحلیل روند تغییرات ساختاری و پژوهشهای متاآنالیز بررسیهای ساختار تودهها در پژوهشهای آتی است.