بررسی میزان آگاهی مهارتآموزان ماده 28 و نومعلمان دانشگاه فرهنگیان از اختلالات دیکته به منظور ارائه الگوی مطلوب
نویسندگان
1 گروه آموزش علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.
2 گروه آموزش علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
3 گروه آموزش علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.
4 گروه آموزش علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.
doi
10.22034/ceciranj.2023.328882.1640چکیده
هدف از انجام این پژوهش بررسی میزان آگاهی یا دانش مبتدی مهارتآموزان ماده 28 و نومعلمان دانشگاه فرهنگیان از اختلالات دیکته به منظور ارائه الگوی مطلوب جهت ارتقای سطح آگاهی آنها از اختلالات دیکته است. این پژوهش جزء تحقیقات کاربردی است. از اینرو، پژوهش حاضر در زمره پژوهشهای میدانی به شمار میرود که با روش آمیخته (ترکیبی) انجام گرفته است. جامعه آماری، شامل 312 نفر مهارتآموز ماده 28 و نومعلم میباشد که در سال تحصیلی 1400- 1399 در پردیس شهید مقصودی همدان فارغالتحصیل شدهاند. بر اساس جدول مورگان حجم نمونه 170 نفر (85 نفر نومعلم 85 نفر مهارتآموز ماده 28) به روش تصادفی تعیین شد. ابزار اندازهگیری در این پژوهش، پرسشنامه پژوهشگرساخته برگرفته از انواع اختلالات نوشتن است که با طیف 5 گزینهای لیکرت مورد سنجش قرار گرفت. روایی آن توسط صاحبنظران (30 نفر) علوم تربیتی تأیید و ضریب پایایی پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ 84/0 تخمین زده شد. برای تجزیه و تحلیل از آزمونt مستقل و تک متغیره و همبستگی پیرسون استفاده شد. پس از بررسی پرسشنامهها بهمنظور رفع ابهامات یافتههای پرسشنامهها در پاسخ به چرایی پژوهش از هر دو گروه مصاحبه به عمل آمد (6 نفر نومعلم و 6 نفر مهارتآموز). یافتههای پژوهش نشان داد که میزان آگاهی نومعلمان از مهارتآموزان ماده 28 بیشتر است و میتوان نتیجه گرفت که واحدهای اختلالات یادگیری در برنامه درسی نومعلمان این آگاهی را بیشتر کرده است و برای رفع این نقیصه الگوی مطلوب ترسیم شد. از اینرو، پیشنهاد میشود واحدهای خاص در مورد اختلالات دیکته در برنامه درسی پیشبینی شود.