نقد و برسی رمان موت صغیر محمد حسن علوان، بر پایه نظریه گفتمان محور ون لیوون
نویسندگان
1 گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران.
3 گروه ادیان و عرفان، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان، تاکستان، ایران
doi
10.22108/jpll.2024.139999.1807چکیده
شخصیتها در رمان و اثری روایی یا داستانی عنصر مهمی از روایت قلمداد میشوند. این عنصر، افزونبر جنبۀ ساختاری، ازنظر مضمونپردازی نیز بخش بزرگی از بار ایدئولوژیک داستان را بر عهده دارد. ون لیوون در نظریۀ گفتمانکاوی خود، به پیوند عنصر شخصیت و گفتمان اثر پرداخته و از نحوۀ بازنمایی و عدم بازنمایی ایفاگران و ارتباط آن با گفتمان اثر، سخن گفته است. این مقاله باتکیهبر همین نظریه، به بررسی رمان معروف «موت صغیر» از محمدحسن علوان میپردازد. رمانی شخصیتمحور که به پردازش زندگی ابنعربی، صوفی مشهور قرن ششم، در قالب روایتی آمیخته از تخیّل نویسنده و واقعیت میپردازد. ابنعربی در سیروسلوک عرفانی و در سفرهایی که برای دستیابی به اهداف و مقاصد عرفانی دنبال کرده، با شخصیتهای مختلفی مواجه شده است و راوی داستان نیز باتوجهبه صبغۀ تاریخی اثر و اثرگذاری هرکدام از تیپهای شخصیتی در شکلگیری گفتمان، به بازنمایی آنها باتکیهبر شیوههای مختلف حذف و اظهار پرداخته است. نتیجه نشان میدهد که علوان در اثر خود، در بازنمایی شخصیتها بهگونۀ فنّی و مطابق با گفتمان اثر عمل کرده است و شخصیتهایی که در خدمت این گفتمان عرفانی هستند، بخش عمدهای از بازنمایی را به خود اختصاص داده و به شیوههای مختلفی به نمایش درآمدهاند؛ درحالیکه شخصیتهای تاریخی، باوجود صبغۀ تاریخی رمان، سهم کمتری از بازنمایی دارند. روش پژوهش در این مطالعه، توصیفی – تحلیلی است.