مدلیابی معادلات ساختاری ارتباط بین درگیری هیجانی و انتقاد در خانواده با سکوت خود در مادران کودکان آهستهگام
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد مشاوره توانبخشی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه اردکان، اردکان، ایران.
2 استادیار گروه مشاوره، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اردکان، اردکان، ایران.
3 دانشیار، گروه مشاوره، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه اردکان، اردکان، ایران.
doi
10.22034/ceciranj.2023.374411.1715چکیده
هدف این پژوهش بررسی ارتباط بین درگیری هیجانی و انتقاد در خانواده با سکوت خود در مادران کودکان آهستهگام بود. در این پژوهش، از روش توصیفی از نوع همبستگی با استفاده از روشهای مدلیابی معادلات ساختاری استفاده شد. جامعه آماری پژوهش کلیه مادران کودکان آهستهگام تحت پوشش بهزیستی شهرستان فارسان واقع در استان چهارمحال و بختیاری بودند، تعداد این مادران 850 نفر گزارش شد که از این بین، تعداد 200 نفر به شیوه نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس درگیری هیجانی و انتقاد در خانواده (FEICS) شیلدز و همکاران (1994) و مقیاس سکوت خود (STSS) جک (1991) بود و دادهها با استفاده از تحلیل معادلات ساختاری در نرم افزار AMOS تحلیل شدند. یافتهها نشان داد بین انتقاد در خانواده با درگیری هیجانی در خانواده رابطه مستقیم، مثبت و معنادار وجود داشت. به علاوه بین درگیری هیجانی و انتقاد در خانواده با سکوت خود رابطه مستقیم، مثبت و معنادار وجود داشت. همچنین، درگیری هیجانی در خانواده در ارتباط بین انتقاد در خانواده با سکوت خود، نقش میانجی داشت (01/0>P). نتایج حاکی از آن بود که هرچه انتقاد در خانواده بالا برود درگیری هیجانی در خانوادههای کودکان آهستهگام نیز بالا میرود. علاوه بر آن، هرچه درگیری هیجانی و انتقاد در خانواده بالا برود سکوت خود در مادران افزایش مییابد و انتقاد در خانواده به واسطهی درگیری هیجانی، منجر به سکوت خود در مادران کودکان آهستهگام میشود.