بازخوانی جایگاه معرفتی دین در نظام فکری فارابی
نویسندگان
1 استادیار گروه معارف اسلامی ، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه هرمزگان، بندرعباس، ایران. (نویسنده اول)
2 دانشیار دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران. (نویسنده مسئول)
doi
10.22034/qabasat.2026.2055636.2405چکیده
اندیشمندان غربی دیدگاههای متفاوتی درباره تأثیر دین اسلام بر تفکر فیلسوفان مسلمان مطرح کردهاند. برخی بر این باورند که نقش دین در اندیشه فلسفی مسلمانان اندک بوده است؛ درحالیکه برخی دیگر آن را عنصری بنیادین میدانند، تا جایی که فلسفه اسلامی را مستقل از تعالیم دینی فاقد هویت میشمارند. بررسی جایگاه معرفتی دین در فلسفه فارابی، به عنوان مؤسس فلسفه اسلامی، میتواند روشنگر این اختلافات باشد. در این پژوهش، با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، نقش دین در شکلگیری نظام فلسفی فارابی بررسی شده است. یافتهها نشان میدهد فارابی اگرچه در عقلانیسازی مبانی دینی رویکردی فلسفی در پیش گرفته و بهسان یک متفلسف متأله عمل کرده است، اما تأثیرپذیری او از دین به صورت نظاممند و ساختاریافته نبوده، بلکه بیشتر به صورت پراکنده و در مواضع خاص از دین بهره گرفته است. درحقیقت میتوان گفت فارابی در نظام فلسفی خود دین و فلسفه را به عنوان دو نظام معرفتی مستقل در نظر نگرفته، بلکه دین را در چارچوب فلسفه تفسیر کرده و از ظرفیتهای دین به عنوان منبعی مستقل بهره نبرده است؛ به گونهای که فلسفه را اصل و دین را فرع قلمداد کرده است.