ولایت انسان کامل در رسالات کاشف دزفولی و جایگاه آن در عرفان شیعی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرم‌آباد، ایران

2 استادیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرم‌آباد، ایران

3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرم‌آباد، ایران

doi
10.22108/jpll.2023.134367.1715
چکیده

بیان مسئله: عرفان شیعی رویکردی عمده در عرفان اسلامی است که در تبیین و تحلیل مفاهیم عرفانی، تفسیرهای ویژة خود را دارد. از آن میان، مبحث ولایت عرفانی در منظومة فکری عارفان شیعی جایگاهی بسزا دارد. کاشف دزفولی، عارف شیعی قرن دوازدهم، از عارفان گمنام و مجهول‌القدری است که صاحب ده‌ها کتاب و رسالة عرفانی است؛ با این حال سلوک فکری او چنانکه باید شناخته‌نشده است. ولایت انسان کامل یکی از مباحث کلیدی در آثار اوست.روش: در این مقاله آرای کاشف دزفولی، به‌روش تحلیلی‌توصیفی و مبتنی بر سنت اول و دوم عرفانی تحلیل شده است.یافته‌ها و نتایج: کاشف، مفهوم ولایت را در بستر وحدت وجود تفسیر کرده است؛ وی انسان کامل را مظهر نور الهی و او را حقیقت عقل می‌نامد. برتری ولی بر نبی، ختم ولایت در مهدی موعود، تعداد اولیا و صفات آنان، از دیگر موضوعات مرتبط با ولایت درآثار اوست. برخی از استنادهای کاشف به ابن‌عربی و شباهت آرای او در مبحث ولایت به دیدگاه عارفانی مانند حمویه، نسفی و سیّد حیدر آملی نشان می‌دهد که عرفان کاشف دزفولی در تداوم عرفان شیعی سده‌های هفتم و هشتم است؛ به‌طوری که این شیوة عرفانی و به‌ویژه مبحث ولایت را ازطریق کاشف دزفولی تا قرن دوازدهم می‌توان پیگیری و نقطه‌گذاری کرد. از این نظر، بررسی آرای کاشف دزفولی اهمیت و جایگاه ویژه‌ای دارد.