بررسی شخصیت‌شناختی ابن‌عربی در رمان موت صغیر اثر محمدحسن علوان برپایة کهن‌الگوی آنیما

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران ، ایران.

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران ، ایران.

3 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران ، ایران.

4 دانشیار گروه روانشناسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران ، ایران.

doi
10.22108/jpll.2022.130217.1640
چکیده

بیان مسئله: از دیدگاه کارل گوستاو یونگ، انسان‌ها افزون‌بر ضمیر ناخودآگاه شخصی، بخش مشترکی به نام ناخودآگاه جمعی دارند. کهن‌الگوها محتویات این بخش از روح و ذهن را تشکیل می‌دهند. نقد کهن‌الگویی یکی از رهیافت‌های اصلی نقد ادبی معاصر است که به کشف ماهیت و ویژگی کهن‌الگوها و نقش آنها در ادبیات می‌پردازد. از میان این کهن‌الگوها در این پژوهش، به کهن‌الگوی آنیما پرداخته می‌شود. آنیما نیمة زنانة وجود مردان است که تحت شرایط زندگی هر شخص دچار تحول می‌شود و نمودهای مثبت و منفی آن، جلوه می‌یابد. در گسترة ادبیات در فرهنگ‌های مختلف نیز شاهد زایش مضامینی قوی از این کهن‌الگو هستیم؛ بنابراین ضروری می‌نماید به بررسی فراورده‌هایی مانند رمان پرداخته شود که برپایة روان‌تحلیل‌گری به ناهشیاری فرد وابسته‌تر هستند. این پژوهش، چگونگی تجلّی این عنصر را در روان شخصیت ابن‌عربی در رمان موت صغیر اثر محمدحسن علوان، نویسندة برجستة عربستانی، تحلیل می‌کند؛ کهن‌الگوی آنیما در سطوح مختلف، در شخصیت اصلی رمان نمود دارد. او پس از آشنایی با آنیمای خود و ادغام با آن به تفردی می‌رسد که یونگ آن را کهن‌الگوی سعادت می‌نامد؛ همین مسائل، چرایی و ضرورت انجام پژوهشی در این باره را تبیین می‌کند.روش: این جستار با روش توصیفی ـ تحلیلی و با استفاده از شواهد استخراج‌شده از رمان، به شباهت‌های معشوقة ابن‌عربی به مفهوم آنیما در نظریة یونگ پرداخته است.یافته‌ها و نتایج: این پژوهش اثبات می‌کند که آنیما تأثیری شگرف در ایجاد حوادث و رویدادهای داستان یادشده داشته و زمینه‌های کشمکش را در میان شخصیت‌ها ایجاد کرده است. یافته‌ها بیانگر این است که وجوه مثبت آنیما در قالب معشوق، راهنما، اوتاد و... جلوه‌گر شده است.