ادراک استادان و نومعلمان از ابعاد و مؤلفههای مغفول برنامة درسی علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مطالعات برنامة درسی دانشگاه آزاد اسلامی ساری
2 استادیارگروه برنامهریزی درسی، دانشگاه آزاد اسلامی ساری، ایران
3 استادیار گروه برنامهریزی درسی، دانشگاه ازاد اسلامی، ساری ایران
doi
10.22034/jei.2021.128599چکیده
این پژوهش با هدف شناسایی ابعاد و مؤلفههای مغفول در برنامة درسی اجراشدة رشتة علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان، انجام شده است. رویکرد پژوهش حاضر بر اساس ماهیت اهداف تحقیق، کیفی از نوع پدیدارشناسی و به روش توصیفی است. مشارکتکنندگان در تحقیق را استادان و مدرسان، فارغالتحصیلان در رشتة آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان، سالهای 98-97 تشکیل میدادند. مشارکتکنندگان، بهصورت نمونهگیری هدفمند، بر اساس تجارب هر دو گروه به شیوة گلوله برفی انتخاب و این امر تا اشباع نظری، درنهایت با 12 استاد و 15 نومعلم خاتمه یافت. برای جمعآوری دادههای کیفی از مصاحبة عمیق نیمهساختاریافته استفاده شده است. همچنین برای بررسی روایی، اطلاعات بهدستآمده از تحلیل، متن مصاحبهها به استادان راهنما، مشاور و همچنین متخصصان در دانشگاه فرهنگیان داده شد. پایایی دادهها از طریق سه معیار موردنظر صاحبنظران مطالعات کیفی شامل: قابلقبول بودن، قابلیت اطمینان، و تأییدپذیری، تأیید شد. بر اساس ساختار مصاحبه، برای تحلیل تصورات مشارکتکنندگان از روش هفتمرحلهای کلایزی استفاده شد. پس از طی مراحل فوق، هفت بعد اصلی شامل: ساختار سازمانی و درونداد دانشگاه؛ مهارت حرفهای لازم و عملکرد مناسب استاد؛ توجه به نیاز یادگیرنده؛ تناسب موضوع و مواد درسی با تابآوری دانشجو؛ و پژوهشمحوری در کلاس استخراج شد. شناخت و معرفی مؤلفههای مغفول در نظام تربیتمعلم کشور میتواند به سیاستگذاران، مدیران و برنامهریزان آموزشی در اتخاذ راهبردهای مناسب برای کاهش شکاف بین وضع موجود و مطلوب در این زمینه و ارتقای وضعیت مؤلفههای برنامة درسی اجراشده یاری رساند.