رویۀ قضایی دادگاه اروپایی حقوق بشر ناظر به الزامات و محدودیت های دادرسی علنی در محاکم ملی
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم شناسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، واحد چالوس، دانشگاه آزاد اسلامی، چالوس، ایران
2 استاد، گروه حقوق جزا و جرم شناسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
3 دانشجوی دکتری حقوق جزا و جرم شناسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.48308/jlr.2023.227753.2244چکیده
پذیرش اصل علنی بودن دادرسی به عنوان یکی از مصادیق بنیادین دادرسی منصفانه در نظام اروپایی حقوق بشر، ریشه در عملکرد دادگاههای تفتیش عقاید در قرون وسطی دارد. فقدان علنی بودن محاکمات و تضییع حقوق متهم در این دادگاهها، زمینۀ این استنباط را در اندیشۀ اروپایی ایجاد کرده است که غیرعلنی بودن رسیدگی و نادیده انگاشتن حقوق متهم، دو قضیۀ مرتبط بههم تلقی میشوند. بر همین اساس، دادرسی علنی با این استدلال توجیه میشود که نظارت عمومی، زمینههای بیعدالتی در دستگاه عدالت کیفری را به حداقل خواهد رساند. لذا دستیابی به این مهم، محتاج الزامات و سازوکارهایی میباشد که به این اصل شخصیت بخشیده و باعث قوام آن میگردد؛ زیرا حق بر دادرسی علنی، یک مفهوم ترکیبی و قابل تجزیه به اجزای مختلف است که برای درک و تبیین مفهوم واقعی و دقیق این حق، بایستی مجموع آن الزامات را مورد توجه قرار داد. بااینحال در موضوعاتی خاص، علنی بودن دادرسی میتواند همانند هر اصلی، دارای استثنا و محدودیتهای قانونی نیز باشد. لذا در این نوشتار کوشیدهایم تا با مطالعه و بررسی آرای دادگاه اروپایی حقوق بشر و با رویکردی توصیفی-تحلیلی، رویۀ قضایی این نهاد در خصوص الزامات و محدودیتهای دادرسی علنی در محاکم ملی را مورد بررسی قرار دهیم. نتیجۀ پژوهش بیانگر آن است که بهطور کلی دادگاه اروپایی توانسته است با عملکردی مقتدرانه و رویهای به دور از تزلزل، الزامات مربوط به تحقق واقعی دادرسی علنی را به نحوی قابل قبول اجرایی نماید و محدودیتهای آن را در راستای حاکمیت اصل علنی بودن دادرسی، تنظیم و تعدیل کند