بررسی رابطة معلم‌ارشدی با خودکارآمدی معلمان تازه‌کار

نویسندگان

1 کارشناس ارشد مدیریت آموزشی، دانشگاه خوارزمی، تهران. ایران

2 استاد، گروه مدیریت آموزشی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.

3 دانشیار، گروه مدیریت آموزشی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

doi
10.22034/jei.2020.121551
چکیده

امروزه، منتورینگ در اکثر سازمان‌ها و همچنین آموزش‌وپرورش بسیاری از کشورها مرسوم است. در کشور ما با وجود نبود نقش رسمی‌ای تحت این عنوان، بسیاری از وظایف و کارکردهای منتور (معلم‌ارشد) را مدیر مدرسه و معلمان باسابقه، به‌طور غیررسمی پوشش می‌دهند. هدف این پژوهش، بررسی میزان پوشش این کارکردها در مدارس ابتدایی جنوب شهر تهران و یافتن رابطة بین این متغیر و خودکارآمدی معلمان تازه‌کار بود. تحقیق حاضر، از نوع کاربردی و روش تحقیق، توصیفی و همبستگی می‌باشد. جامعه آماری، کلیه معلمان تازه‌کار ابتدایی مناطق 15تا 19تهران به تعداد524 نفر بود. حجم نمونه، براساس فرمول کوکران 245 نفر محاسبه و 232 پرسش‌نامه تکمیل شد. از دو پرسش‌نامه خودکارآمدی شان‌موران و ولفولک‌هوی (2001) و پرسش‌نامه‌ای که محقق با اقتباس و رعایت ساختار عاملی پرسش‌نامه منتورینگ نوئه (1988) برای سنجش معلم‌ارشدی ساخته است استفاده و آلفای کرونباخ آن‌ها 961/0و 945/0 محاسبه شد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از آمار توصیفی و روش‌های آماری ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن، تی تک نمونه‌ای و رگرسیون یک‌متغیره استفاده گردید. نتایج، حاکی از پایین بودن میزان کاربست معلم‌ارشدی به‌ویژه کارکرد مربی‌گری (با میانگین 21/2 از 5) بود که نیاز به تعریف نقش رسمی‌ای تحت عنوان منتور را در نظام آموزشی ما ضروری نشان می‌دهد. همچنین بین معلم‌ارشدی و تمام کارکردهای فرعیِ آن به جز مشاوره با خودکارآمدی معلمان تازه‌کار، رابطه مثبت و معناداری وجود داشت (712/0=r). در آخر، معلم‌ارشدی توانست حدود 50 درصد، خودکارآمدی را پیش‌بینی کند.