بررسی تکثر معنایی در حکایت «شاه و کنیزک» مولوی براساس نظام رمزگان روایی رولان بارت
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
doi
10.22108/jpll.2021.125793.1539چکیده
روایت شاه و کنیزک، نخستین حکایت مثنوی مولانا پس از نینامه، یکی از محوریترین داستانهای این منظومه به شمار میرود که اساسیترین اندیشههای شاعر در آن گنجانده شده است. اهمیت بسیار این حکایت باعث شده است تا بسیاری از مثنویپژوهان دربارة تفسیر معانی و تشریح نمادهای آن اقدام کنند و همین موضوع باعث طرح دیدگاههای بسیار و کمابیش متعارض میشود. گروهی از شارحان، روایت شاه و کنیزک را داستانی نمادین دانسته و به ذکر نمادهای آن پرداختهاند؛ عدهای دیگر ضمن تأکید بر اهمیت حکایت، این نوع نمادیابیها را نامناسب با ذوق و قریحة مولوی دانستهاند.داشتن قضاوت درست دربارة این مواضع مختلف، مستلزم استفاده از روشهای چارچوبمند خوانش متون ادبی و هنری است؛ در این میان، شیوة رولان بارت میتواند راهگشا باشد. بارت میان «متن خواندنی» و «متن نوشتنی» تمایز میگذارد و متن نوشتنی را نظامی متشکل از رمزگانهای مختلف میداند که در پیوند با یکدیگر باعث ایجاد معانی متکثر میشود. بر همین اساس به خواننده پیشنهاد میکند تا با استفاده از رمزگانهای پنجگانة هرمنوتیکی، کنشی، معنابنی، نمادین و فرهنگی به واکاوی معنا در متن بپردازد. این مقاله به روش توصیفی ـ تحلیلی به نگارش درآمده و هدف آن دستیافتن به گفتمانهای اصلی تقویتشده است که سطوح مختلف معنایی متن آن را ایجاد کرده است؛ زیرا از این رهگذر میتوان به موضعی علمی در زمینة حل تعارضهای میان مفسران دربارة معنای نمادها و مفاهیم اساسی این حکایت رسید.نتایجبررسیرمزگانهایمتننشانمیدهدکهسهگفتمان «مرادی ـ مریدی»، «آنسریـاینسری» و «توکلـتبختر» گفتمانهای اصلی متن هستند و همة رمزگانها و سطوح معنایی، این گفتمانها را تقویت میکند. در زمینة معنایابی نمادهای حکایت نیز باید گفت تمرکز بر دوگانههای اصلی متن نشان میدهد که این حکایت بهشکل نمادین به بازنمایی پیوند ابعاد وجودی انسان پرداخته است؛ بنابراین با توجه به دیدگاههای ابنسینا دربارة شیوة تعلق نفس به جسم خاکی، میتوان نمادهای حکایت را اینگونه تفسیر کرد که شاه نماد نفس، کنیزک نماد جسم و زرگر نماد دنیاست.