نقد ارتباط علم تجربی و جهانبینی از نگاه عبدالکریم سروش
نویسندگان
1 گروه حکمت و کلام، دانشکدۀ الهیّات و ادیان دانشگاه شهید بهشتی تهران، ایران
2 دانشجوی دکترای رشته ی فلسفه و کلام اسلامی ، دپارتمان فلسفه دانشگاه مفید، قم
3 گروه حکمت و کلام، دانشکده الهیّات و ادیان، دانشگاه شهید بهشتی تهران، ایران
doi
10.30465/srs.2022.38971.1924چکیده
کشف ِارتباط علم تجربی و جهانبینی́́ کشف ارتباط دو قلمرو جداگانه از معرفت انسانی است. جهانبینی غالباً به مسائل مابعدالطّبیعی مربوط است و علم تجربی به قلمرو مسائل طبیعی. امّا پس از کشفِ ارتباط آنها میتوان دریافت که آیا کشفهای جدید علمی میتوانند به جهانبینیهای جدید بینجامند یا نه و آیا جهانبینیهای جدید میتوانند علوم تجربی را دگرگون سازند یا نه. ما در این مقاله برای بررسی این امر به سراغ آرای عبدالکریم سروش رفتهایم. سروش معتقد است که علوم گونهگون ارتباطهای گوناگونی با یکدیگر دارند. وی با تفکیک دو مقامِ «اثبات» و «ثبوت» و نیز دو مرحلة «گردآوری» و «داوری» نشان میدهد که ارتباط علوم با یکدیگر فقط در مقامِ «اثبات» و مرحلۀ «گردآوری» است و در این مقام و این مرحله جهانبینی بر علم تجربی و علم تجربی بر جهانبینی میتواند تأثیر نهد.