بررسی حکایات مشترک النوبة الثالثة کشفالأسرار و روحالأرواح براساس نظریة ترامتنیّت ژنت
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکدة علوم انسانی و اجتماعی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکدة علوم انسانی و اجتماعی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
3 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
doi
10.22108/jpll.2020.123814.1502چکیده
ژنت برای بررسی انواع روابط میانمتنی متون، اصطلاح ترامتنیّت را مطرح میکند. ژانر یا گونة عرفانی بخش مهمی از ادب فارسی را به خود اختصاص داده است؛ به همین سبب، مطالعة ترامتنی متون برجستة عرفانی زوایای پنهان و ناگشودة میان آنها را روشن میکند. این پژوهش که به روش توصیفی ـ تحلیلی انجام شده، نخستین گامی است که مناسبات ترامتنی چهل و شش حکایت مشترک النوبة الثالثة کشفالأسرار و روحالأرواح را از منظر تئوری ترامتنیّت ژنت بررسی کرده است. بهطور کلی نتایج این پژوهش عبارت است از: 1) از میان چهل و شش حکایت موجود در این دو کتاب، ده حکایتْ ذیل بینامتنیّت صریح، نوزده حکایت در شمار بینامتنیّت غیرصریح و هفده حکایت در ذیل بینامتنیّت ضمنی قرار میگیرد؛ 2) نتیجة جستوجوهای پیرامتنی نیز بیانگر آن است که همانندیهای بسیاری ازنظر صورت و معنا در عنوانها و صدر و ذیل آن حکایات وجود دارد. همین امر نویسندگان این پژوهش را هرچه بیشتر به درستبودن گمانة اقتباس میبدی از سمعانی هدایت میکند؛ 3) ازنظر رابطة سرمتنی، تقسیمبندی این دو کتاب عرفانی در ذیل گونة عرفانی تأیید میشود؛ 4) از دیدگاه ورامتنی در هیچ قسمت از حکایات النوبة الثالثة کشفالأسرار نقد و تفسیر مستقیم بر متن روحالأرواح دیده نمیشود.