بررسی تاثیر پدیده زوال بر پویایی تغذیه و الگوی بازانتقال عناصر غذایی بین برگ‌ها و سرشاخه‌‌های گونه بلوط ایرانی (Quercus brantii Lindl) (پژوهش موردی: منطقه چنار بگالی استان لرستان)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری علوم زیستی جنگل، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه لرستان، خرم‌آباد، ایران

2 دانشیار، گروه زیست‌شناسی، دانشکده علوم پایه دانشگاه لرستان، خرم‌آباد، ایران

3 استاد، گروه جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی دانشگاه لرستان، خرم‌آباد، ایران

doi
10.30466/jfrd.2025.56471.1774
چکیده

مقدمه و هدف: گونه‌ شاخص جنگل­های زاگرس، بلوط ایرانی (.Quercus brantii Lindl)، به‌دلیل پدیده زوال با تهدید جدی مواجه شده است. زوال به­عنوان فرآیندی پیچیده و چند­عاملی، موجب کاهش تدریجی سلامت درختان از طریق اختلال در جذب آب و عناصر غذایی می‌شود. این پدیده با نشانه‌هایی مانند زردی تاج، ریزش شاخه‌ها و ظهور جوانه‌های نابجا همراه است. آنجا که زوال بر پویایی عناصر غذایی در خاک و بافت‌های گیاهی تأثیر می‌گذارد، بررسی بازانتقال عناصر (مانند نیتروژن، فسفر و پتاسیم) بین برگ‌ها و سرشاخه‌ها در پایه‌های سالم و زوال‌یافته، به­‌عنوان شاخصی کلیدی برای ارزیابی سلامت درختان مطرح می‌شود. پژوهش‌های پیشین نشان داده‌اند که غلظت عناصر غذایی در درختان سالم به‌‌طور معناداری بیشتر از درختان مبتلا به زوال است و این پدیده بر جوامع میکروبی خاک و چرخه‌های بیوژئوشیمیایی نیز تأثیر مستقیم دارد. این پژوهش با هدف ارزیابی تأثیر زوال بر بازانتقال عناصر غذایی در بلوط ایرانی و ارتباط آن با دسترس­پذیری خاک در منطقه چنار بگالی استان لرستان انجام شد. فرضیه‌های اصلی شامل ارتباط مستقیم بین بازانتقال عناصر در بافت‌های گیاهی و خاک، رابطه غلظت عناصر با دسترس‌ پذیری خاک، و تأثیر معنادار زوال بر بازانتقال عناصر بودند. یافته‌های این بررسی می‌تواند به درک سازوکار‌های زوال و ارائه راهکارهای حفاظتی کمک شایانی کند.مواد و روش‌ها: منطقه مورد بررسی این پژوهش، شورآب چنار بگالی در جنگل‌های دادآباد استان لرستان با مختصات جغرافیایی 33 درجه و  20 دقیقه و 32 ثانیه شمالی و 48 درجه و 15 دقیقه و 40 ثانیه شرقی و مساحت ۶۰ هکتار است. این منطقه با اقلیم بسیار مرطوب (بر اساس روش دومارتن) از تنوع مزواقلیمی قابل­توجهی برخوردار است، به‌طوری‌که جهت‌های مختلف شیب، شرایط آب ‌و هوایی متفاوتی را نشان می‌دهند. خاک‌های منطقه بیشتر لومی-رسی و مشتق‌شده از سنگ‌های آهکی است. متوسط بارندگی سالانه در این منطقه ۵۱۰ میلی‌متر و دما بین 60/14- تا 00/47 درجه سانتی‌گراد متغیر است. در این پژوهش، نمونه‌برداری از پایه‌های بلوط شاخه‌زاد سالم و زوال‌یافته در چهار طبقه خشکیدگی (سالم، خشکیدگی کم، خشکیدگی متوسط و خشکیدگی زیاد) با استفاده از ۱۰ قطعه­نمونه مستطیلی (10/0 هکتاری) به روش تصادفی انتخابی انجام شد. در هر قطعه، چهار درخت همگن از نظر ویژگی‌های کمی (قطر، ارتفاع و تاج پوشش) انتخاب و نمونه‌های برگ و سرشاخه از چهار جهت تاج در دو بازه زمانی (فروردین و آذر ۱۴۰۲) جمع‌آوری شد. پس از خشک‌کردن نمونه‌ها در آون (با دمای ۶۵ درجه سانتی‌گراد در مدت زمان ۷۲ ساعت)، پودرشدن آن‌ها توسط آسیاب و غلظت عناصر غذایی (نیتروژن، فسفر و پتاسیم) در آزمایشگاه گروه جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه لرستان اندازه­گیری شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون آنالیز واریانس دو­طرفه در سطح احتمال یک­درصد استفاده شد و مقایسه میانگین‌ها با استفاده از آزمون چنددامنه‌ای دانکن انجام شد.یافته‌ها: نتایج تجزیه واریانس دوطرفه نشان داد که اثر اصلی زوال، بافت گیاهی و برهم­کنش آنها بر غلظت نیتروژن، فسفر و پتاسیم در هر دو مرحله ابتدایی و انتهایی دوره رشد در سطح احتمال یک درصد معنی‌دار بود. زوال به‌‌طور معنی‌داری غلظت این عناصر را در برگ و سرشاخه کاهش داد، به‌‌طوری­که بیشترین کاهش نیتروژن در سرشاخه با خشکیدگی بیش از ۵۰ درصد و بیشترین کاهش فسفر در برگ با خشکیدگی مشابه مشاهده شد. همچنین، پتاسیم سرشاخه به‌طور معنی‌داری بیشتر از برگ بود، اما زوال سبب کاهش 32/1 تا 61/3 برابری این مشخصه در بافت‌های آسیب‌دیده شد. بازانتقال عناصر نیتروژن، فسفر و پتاسیم با افزایش شدت زوال کاهش یافت و در غلظت این عناصر در سرشاخه نسبت به برگ بالاتر بود. همبستگی‌ مثبت و معنی‌داری بین بازانتقال نیتروژن برگ با اسیدیته، کربن آلی و نیتروژن خاک در ابتدای دوره رشد شناسایی شد، در حالی که در انتهای دوره، تنها همبستگی با نیتروژن خاک حفظ شد. مدل‌های رگرسیونی نیز تأثیر متغیرهای خاک بر بازانتقال عناصر را تأیید کردند. این یافته‌ها نشان می‌دهد که زوال نه ‌تنها غلظت عناصر غذایی را کاهش می‌دهد، بلکه کارایی بازانتقال آنها را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد، که این امر می‌تواند پیامدهای مهمی برای مدیریت تغذیه گیاهی در شرایط تنش داشته باشد.نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش نشان داد زوال موجب کاهش غلظت عناصر غذایی در بافت برگ و سرشاخه شد و با افزایش شدت زوال، غلظت این عناصر به شدت کاهش پیدا کرد. زوال همچنین بر بازانتقال خالص عناصر غذایی نیتروژن، فسفر و پتاسیم نیز تاثیر داشت و با افزایش شدت زوال باز انتقال خالص عناصر نیتروژن، فسفر و پتاسیم به‌طور زیادی کاهش پیدا کرد. شرایط آب و هوایی متفاوت، کمبود رطوبت خاک، بازانتقال عناصر غذایی از سرشاخه به برگ، از مهم‌ترین دلایل این تغییرها است.