مقایسه تطبیقی ریختشناسی مدارس معاصر ایران با استفاده از روش چیدمان فضا
نویسندگان
1 استادیار گروه معماری، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران.
2 دانشجوی دکتری تخصصی معماری، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران
3 استادیارگروه معماری ،واحد قزوین،دانشگاه آزاد اسلامی ،قزوین،ایران
doi
10.22034/jei.2020.112725چکیده
هدف از پژوهش حاضر تجزیهوتحلیل ویژگی پیکرهبندی فضایی و بررسی تأثیر نوع چیدمان و سازماندهی فضایی در الگوی شکلی (ریختشناسی) پلان مدارس مورد مطالعه بر میزان شاخصهای همپیوندی، عمق، اتصال (نفوذپذیری)، قابلیت اتصال بصری (شفافیت) و وضوح است. به همین منظور مدرسه دارالفنون بهعنوان نخستین بنای آموزشی به سبک نوین با ترکیب چیدمان مرکزی و خطی در پلان و مدرسه شاهپور (بهشتی) بهعنوان شاخص مدارس نوین با چیدمان خطی در پلان برای تجزیهوتحلیل انتخاب شد. سؤال اصلی در پژوهش حاضر این بود که چه رابطهای میان چگونگی سازماندهی فضایی و میزان شاخص همپیوندی، عمق، اتصال (نفوذپذیری)، قابلیت اتصال بصری (شفافیت) و وضوح در الگوی شکلی (ریختشناسی) پلان مدارس مورد مطالعه وجود دارد؟ روش پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی و تطبیقی است و ابزار پژوهش، شامل مطالعات کتابخانهای، مشاهده و برداشت میدانی و درنهایت شبیهسازی با نرمافزار چیدمان فضا است. یافتهها نشان داد که در بخش فضای مرکزی هر دو مدرسه بیشترین میزان همپیوندی، اتصال (نفوذپذیری) و قابلیت اتصال بصری (شفافیت) و کمترین میزان عمق وجود دارد و مقادیر عددی شاخصهای ذکرشده در مدرسه دارالفنون که در سازماندهی فضایی آن از ترکیب دو الگوی مرکزی و خطی استفاده شده، بیشتر از مدرسه شاهپور با سازماندهی خطی است. همچنین هر دو مدرسه دارای میزان وضوح با مقدار عددی بالای 7/0 هستند. بنابراین میتوان گفت میان نوع سازماندهی فضایی و میزان شاخصها در مدارس موردمطالعه رابطه معنادار وجود دارد و سازماندهی مرکزی با شاخصهای همپیوندی، وضوح، اتصال (نفوذپذیری)، اتصال بصری (شفافیت) همبستگی مثبت و با شاخص عمق همبستگی منفی دارد و هر چه فضا دارای چیدمان مرکزیتر باشد میزان شاخصهای یادشده در آن بیشتراست. بنابراین به نظر میرسد که استفاده از الگوی مرکزی در پلان مدارس میتواند بهعنوان یک راهکار طراحی عوامل اساسی برای ایجاد انسجام فضایی، یکپارچگی و پیوستگی در میان فضاهای مدرسه مورد استفاده طراحان قرار گیرد.