بررسی شخصیت «هدهد» در منطق‌الطیر عطار براساس نظریة «خودشکوفایی» آبراهام مزلو

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرم‌آباد، ایران

2 استادیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرم‌آباد، ایران

doi
10.22108/jpll.2020.121383.1448
چکیده

منطق‌الطیر عطار با طرح مبانی عرفان اسلامی به‌طور عام و نظریة وحدت وجود به‌‌طور خاص، همچنین با داشتن جنبه‌های تمثیلی و نمایشی، شأن و جایگاهی محکم در زبان و ادبیات فارسی دارد. هدهد یکی از شخصیت‌های برجسته در این اثر است که توانست با تأکید بر کنش ‌جمعی و بسیج عمومی، مرغان دیگر را برای حرکتی جدید و متفاوت متقاعد کند. منش و روش هدهد در اقناع و بسیج مرغان بر مبنای نظریه‌های روانشناختی انسانگرا، تحلیل‌پذیر و درخور بررسی است. نظریة «خودشکوفایی» ابراهام مزلو، پدر روانشناسی انسان‌گرا، در رفتارشناسی و شناخت هدهد ـ رهبر پرندگان در مسیر رسیدن به سیمرغ ـ به خواننده کمک می‌کند تا شخصیت هدهد را به‌عنوان سمبل انسان خودشکوفا و کنش‌گرا بهتر درک کند. به نظر می‌رسد هدهد در جایگاه یک رهبر خودشکوفا و کنش‌گر توانسته است با تکیه بر ویژگی‌هایی مانند گشودگی نسبت‌به تجربه‌های اوج، تأکید بر منطق گفت‌وگو و مکالمه، هوش کلامی، انعطاف‌پذیری، اشتیاق و صداقت، خلاقیّت و دوری از تقلید، خودبسندگی و خودمختاری و درک متقابل، بسیج عمومی و کنش جمع‌محور، مرغان را به نتیجه‌ای مطلوب و آرمانی برساند که همانا رسیدن به جایگاه سیمرغ است. در این مقاله سعی می‌شود با تأکید بر نظریة خودشکوفاییِ مازلو، به شخصیت‌شناسی هدهد و همچنین انجمن‌های معناگرا پرداخته شود.