اولویت‌بندی موانع مشارکت‌های فرابخشی در ورزش دانش‌آموزی با استفاده از مدل ساختاری تفسیری

نویسندگان

1 دانشیار مدیریت ورزشی دانشگاه صنعتی شاهرود

2 استادیار مدیریت ورزشی، دانشگاه صنعتی شاهرود

3 دانشجوی دکتری تخصصی مدیریت ورزشی دانشگاه صنعتی شاهرود

4 دانشیار مدیریت ورزشی دانشگاه شاهرود

doi
10.22034/JEI.2020.103563
چکیده

مشارکت نوعی پیوند چندسویه، سازنده و سودمند میان افراد است که در آن به اصل برابری انسان‌ها توجه می‌شود. مشارکت در عرصه‌های گوناگون، به‌ویژه در آموزش‌وپرورش، دارای اهمیت و ضرورت فراوانی است. به‌گونه‌ای که محور اصلی توسعة هر کشوری مشارکت در آموزش‌وپرورش است. بر اساس تحقیقات موجود، مشارکت فرابخشی در ورزش دانش‌آموزی با وجود فواید و ضرورت فراوان، وضعیت رضایت‌بخشی ندارد و با موانع متعددی روبروست. از این رو پژوهش حاضر با هدف اولویت‌بندی موانع مشارکت‌های فرابخشی در ورزش دانش‌آموزی، با استفاده از «روش کیفی دلفی و غربال‌گری فازی» و «روش کمّی مدل‌سازی ساختاری‌تفسیری» انجام شد.تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی، و از نظر گردآوری داده‌ها توصیفی از نوع پیمایشی است. برای انجام پژوهش ابتدا با استفاده از روش کیفی دلفی فهرستی از موانع مشارکت فرابخشی (14 مقوله) در ورزش دانش‌آموزی از طریق تحلیل محتوای ادبیات موجود و 15 مصاحبة انجام‌شده با خبرگان استخراج شد و با استفاده از روش غربال‌گری فازی موانع مورد تأیید خبرگان مشخص شدند (12 مقوله). سپس با استفاده از روش کمّی مدل‌سازی ساختاری- تفسیری، روابط بین موانع مشارکت تعیین و به‌صورت یکپارچه تحلیل شدند. در نهایت به‌منظور خوشه‌بندی موانع از «روش MICMAC» استفاده شد. نتایج نشان دادند که اسناد «بالادستی» و «ناآگاهی» با میزان قدرت نفوذ 12 و قدرت وابستگی 6، از تأثیرگذارترین موانع مشارکت‌های فرابخشی در ورزش دانش‌آموزی به حساب می‌آیند. بنابراین با اصلاح اسناد بالادستی و افزایش سطح آگاهی جامعه، با استفاده از ظرفیت رسانه، روحانیون و افراد مشهور و معتمد محل می‌توان بسیاری از موانع مشارکت را برطرف کرد.