از «سویة کاربردی» در هرمنوتیک گادامری تا «به خود اختصاص‌دادن» در هرمنوتیک ریکور با تکیه بر متون عرفانی

نویسندگان

1 استادیار، گروه آموزشی عمومی، دانشکده کاربردی، دانشگاه هنر تهران،شهر تهران، ایران

doi
10.22108/jpll.2020.122973.1482
چکیده

گادامر و ریکور از چهره‌های برجستة هرمنوتیک فلسفی به شمار می‌آیند؛ اما با وجود همانندی‌های دیده شده در نظام هرمنوتیکی‌شان، تفاوت‌های چشمگیری با هم دارند. از آن جمله می‌توان به «سویة کاربردی» در تلقی گادامری و «به خود اختصاص‌دادن» در اندیشة ریکوری اشاره کرد. گادامر در جریان فرایند فهم، به دو عنصر «فهم» و «تفسیر»، رکن سومی به نام «سویة کاربردی» نیز می‌افزاید. درواقع «سویة کاربردی» تابعی از اصل مرکزی هرمنوتیک فلسفی است که براساس آن، فهم همواره بر یک وضعیت زمانی، تاریخی و انضمامی استوار است؛ اما «به خود اختصاص‌دادن» در نظریة قوس هرمنوتیکی ریکور، پس از مرحلة اول و دوم یعنی «تبیین» و «فهم» قرار می‌گیرد. مرحلة «تبیین» به بررسی ساختار لفظی متن و مرحلة «فهم» به عمق معناشناختی متن مربوط می‌شود و با هدف وصول به نیّت مؤلف (مؤلف ضمنی) انجام می‌پذیرد؛ اما هدف نهایی تفسیر به «خود اختصاص‌دادن» است؛ یعنی مفسّر با نگاهی سوبژکتیو و با زمینه‌زدایی‌کردن متن از وضعیت زمانی و تاریخی، و با دخیل‌کردن انتظارها، پسندها و پیش‌داوری‌های خود، متن را از تملک مؤلف و زمینة آفرینش آن، به تصاحب خویش درمی‌آورد و به فهمی تازه از خویشتن نائل می‌آید. در میان متون عرفانی، اعم از نظم و نثر، شاهد تحقق عینی این دو رویکرد تفسیری در مقام عمل هستیم. چنانکه نمونه‌های آن را در این پژوهش و در مثنوی معنوی، کشف‌الاسرار،نامه‌های عین‌القضات و... نشان دادیم. در این پژوهش، با روش توصیفی ـ مقایسه‌ای به تبیین نظری و کاربستی اصل «سویة کاربردی» و «به خود اختصاص‌دادن» در برخی از متون عرفانی پرداخته می‌شود.