منشأ خطاهای دانشآموزان در حل مسائل مربوط به سواد ریاضی
نویسندگان
1 گروه روانشناسی تربیتی، دانشگاه الزهرا
2 استادیار گروه روانشناسی تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
3 استاد گروه ریاضی کاربردی، دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.22034/jei.2020.103565چکیده
هدف پژوهش حاضر، شناسایی خطاهای دانشآموزان در حل مسائل مربوط به سواد ریاضی بر مبنای «مطالعات پیزا» بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پژوهشی «مصاحبة مبتنی بر تکلیف» انجام شد. مشارکتکنندگان در این پژوهش، 9 دانشآموز پایة دهم در ابتدای سال تحصیلی 98-1397 بودند که داوطلبانه تمایل به همکاری داشتند. دادههای این مطالعه از طریق مصاحبه با مشارکتکنندگان بر مبنای چهار تکلیف انتخابشده از آزمون سواد ریاضیِ محسنپور و همکارانش (1394) گردآوری شد. پس از انجام مصاحبهها و پیادهسازی آنها، تجزیهوتحلیل دادهها با کاهش نظاموارشان در چند مرحله بر اساس «معناداری» و «عدم معناداری» پاسخها انجام شد. یافتههای این پژوهش، خطاهای حل مسئلة شرکتکنندگان بودند، که شامل این موارد میشدند: 1. بیدقتی در خواندن صورت سؤال؛ 2. غلبة قالبهای ذهنی قبلی بر فرایند خواندن سؤال؛ 3. ناتوانی در ارائة مدل ریاضی بر اساس مدل زندگی واقعی؛ 4. ناتوانی در شناخت ویژگیهای شکلهای هندسی؛ 5. درک نکردن معنای ریاضیِ واژههایی که در زبان محاورهای استفاده میشوند؛ 6. اشتباه در درک مفهوم محیط و مساحت؛ 7. بیتوجهی به مفهوم واحدهای اندازهگیری و تبدیل واحدها، 8. ناتوانی در تفسیر عددهای ریاضی در دنیای واقعی؛ 9. دشواری در کار کردن با عددهای اعشاری.یافتههای مزبور پژوهشگران را به این نتیجهگیری رساند که ریشة این 9 دسته خطای مذکور، توجه کمتر به یادگیری مفهومی و تأکید بیشتر بر یادگیری طوطیوار، ندادن فرصت حدس و آزمایش بهعنوان یکی از راهبردهای مفید حل مسئله و استفاده صوری و غیرواقعی از مسائل کاربردی ریاضی در برنامه و کلاسهای درس ریاضی است.