ارائة الگوی تناسب آموزش‌های فنی‌وحرفه‌ای با نیازهای بازارکار از دیدگاه صاحبان صنایع شهر یزد بر اساس نظریة داده بنیاد

نویسندگان

1 گروه علوم تربیتی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه یزد، یزد، ایران

2 دانشیار گروه روان‌شناسی و علوم تربیتی دانشگاه یزد

3 کارشناس ارشد بهسازی منابع انسانی مؤسسة آموزش عالی امام جواد (ع) یزد

doi
10.22034/jei.2019.99315
چکیده

مقالة حاضر در پی ارائة الگویی برای تبیین تناسب آموزش‌های فنی‌وحرفه‌ای با نیازهای بازارکار از دیدگاه صاحبان صنایع شهر یزد است. به لحاظ کفایت نداشتن مدل‌های ارائه شده در ادبیات موجود برای تبیین تناسب آموزش‌های فنی‌وحرفه‌ای با نیازهای بازارکار و برای به دست آوردن داده‌هایی متناسب با زمینة مورد مطالعه، از روش کیفی نظریة داده بنیاد استفاده شد. داده‌های مطالعه از مصاحبه با 14 نفر از صاحبان صنایع و مدیران سازمان فنی‌وحرفه‌ای شهر یزد گردآوری شد. با طبقه‌بندی مفاهیم، مقوله‌های فرعی و محوری و یافتن مقوله محوری با استفاده از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی، مقوله‌های شکل دهندة الگوی تناسب آموزش‌های فنی‌وحرفه‌ای با نیازهای بازارکار و روابط بین آن‌ها در قالب مدل پارادایمی ظهور یافت که شامل موجبات علّی (هفت مقوله)، مقوله محوری (هم راستایی آموزش ها)، راهبردها (هشت مقوله)، شرایط محیطی (شش مقوله)، ویژگی‌های زمینه‌ای (چهار مقوله) و پیامدها (سه مقوله) می‌شود.بر اساس یافته‌های پژوهش می‌توان نتیجه گرفت با استفاده از راهبردهای نیازسنجی، مشارکت ذینفعان، آموزش مربیان، همکاری‌های داخلی و خارجی، آینده‌پژوهی شغلی، آمایش سرزمینی و برنامه ریزی، آشنایی کارآموزان با بازارکار، و مشاوره و هدایت شغلی، می‌توان تناسب آموزش های فنی‌وحرفه‌ای با نیاز های بازارکار را محقق کرد.