تأثیر آموزش کارکردهای اجرایی عصبی- شناختی بر گرایش به تفکر انتقادی دانشآموزان دورة اول متوسطة شهر تبریز
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روانشناسی تربیتی دانشگاه تبریز
2 استاد آموزش علوم در مدارس ابتدایی دانشگاه تبریز
3 استاد روانشناسی تربیتی، دانشگاه تبریز
4 استاد روانشناسی تربیتی، دانشگاه تبریز
doi
چکیده
پژوهش کنونی با هدف تعیین اثربخشی آموزش کارکردهای عصبی- شناختی بر گرایش به تفکر انتقادی دانشآموزان دورة اول متوسطه شهر تبریز انجام گرفت. روش پژوهش کنونی از نوع «شبه آزمایشی» با طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعة آماری تحقیق را تمام دانشآموزان پسر دورة اول متوسطه شهر تبریز در سال تحصیلی 96-1395 تشکیل میدادند. روش نمونهگیری بهصورت خوشهای چندمرحلهای بود که ابتدا از بین مدرسههای متوسطة دورة اول پسرانه، ۱۰ مدرسه و سپس از بین ۱۰ مدرسه، دو مدرسه با گروه آزمایش از یک مدرسه (30 نفر) و گروه گواه (30 نفر) هم از مدرسة دیگری (برای جلوگیری از انتشار عمل آزمایشی به آزمودنیهای گروه گواه) انتخاب شدند. به دانشآموزان گروه آزمایش، کارکردهای عصبی- شناختی در زمینة برنامهریزی در 20 جلسه، انعطافپذیری شناختی در 10 جلسه و تقویت حافظة کاری در 11 جلسه آموزش داده شد. برای جمعآوری دادهها از «پرسشنامة گرایش به تفکر انتقادی ریکتس» استفاده شد. دادهها با استفاده از آزمون آماری کوواریانس مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند. یافتهها نشان دادند که اثربخشی آموزش کارکردهای اجرایی عصبی- شناختی در تقویت گرایش به تفکر انتقادی با میزان اثر 0.369 مثبت تأیید شد و در ضمن در ارتباط با اثربخشی کارکردهای اجرایی عصبی- شناختی بر مؤلفههای گرایش به تفکر انتقادی، مؤلفههای خلاقیت و تعهد با تأثیر مثبت گزارش شده است. این در حالی است که در مورد مؤلفة «بالندگی» تفاوت خاصی بین گروه آزمایش و کنترل مشاهده نشده است.