بررسی نقش واسطهای عملکرد خانواده در رابطه بین سبک زندگی و هوش معنوی با بهزیستی روانی در مادران کودکان ناشنوا
نویسندگان
1 دانشیار گروه روانشناسی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران
2 دانشیار گروه روانشناسی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران
3 دانشجوی دکتری روانشناسی کودکان استثنائی، گروه روانشناسی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران
4 دانشیار گروه روانشناسی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران
doi
10.22034/ceciranj.2020.222691.1356چکیده
هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش واسطهای عملکرد خانواده در رابطه بین سبک زندگی و هوش معنوی با بهزیستی روانی در مادران کودکان ناشنوا بود. این مطالعه همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری را کلیه مادران کودکان ناشنوا شهر بجنورد در سال 1398 تشکیل دادند که به روش نمونهگیری هدفمند تعداد 89 نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار سنجش شامل پرسشنامههای سبک زندگی (LSQ)، هوش معنوی (SIQ)، بهزیستی روانی (PWBQ) و عملکرد خانواده (FADQ) بود. ارزیابی مدل پیشنهادی با استفاده از روش تحلیل مسیر انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد رابطه بین هوش معنوی با بهزیستی روانی؛ بین عملکرد خانواده با بهزیستی روانی، بین سبک زندگی با عملکرد خانواده و بین هوش معنوی با عملکرد خانواده رابطه معنادار وجود داشت (01/0p <)؛ اما بین سبک زندگی با بهزیستی روانی رابطه معنادار نشد (05/0p>). همچنین، مسیرهای غیرمستقیم سبک زندگی با بهزیستی روانی با نقش واسطه عملکرد خانواده و نیز رابطه هوش معنوی با بهزیستی روانی با نقش واسطهای عملکرد خانواده معنادار شدند (01/0p <).بر اساس نتایج این پژوهش، الگوی پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار بود و گام مهمی در جهت شناخت عوامل مؤثر بر بهزیستی روانی مادران کودکان ناشنوا محسوب میشود.