تحلیل تغییرات در الگوی رویش بلوط ایرانی (Quercus brantii Lind.) براساس حلقههای سالانه در بومسازگان جنگلی زاگرس
نویسندگان
1 استاد، گروه جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، مازندران، ایران
2 استادیار، گروه مرتع و آبخیزداری، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران
3 دانشجوی دکتری، گروه علوم جنگل، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران
4 استاد، گروه علوم جنگل، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران
5 دانشیار پژوهش، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
doi
10.30466/jfrd.2025.56090.1755چکیده
مقدمه و هدف: آشفتگیها بهعنوان مهمترین عوامل تغییر بومسازگانهای طبیعی، ترکیب گونهای، ساختار و عملکرد جنگلها را بهشدت تحت تأثیر قرار میدهند. برای درک بهتر پاسخ درختان به این آشفتگیها، پژوهشگران از ابزارهای مختلفی استفاده کردهاند. گاهشناسی درختی به دلیل ارائه یک چشمانداز بلندمدت، از ابزارهای اساسی برای بررسی تاریخچۀ این آشفتگیها است. در حقیقت، حلقههای رویشی دادههای ارزشمندی را از روند رشد درختان ارائه میدهند که این دادهها نقش مهمی در درک پویایی جنگل خواهند داشت. استفاده از گاهشناسی درختی بهویژه برای گونههایی مانند بلوط ایرانی که مرز حلقههای سالانه در این درختان بهخوبی مشخص است، روش قابل اطمینانی میباشد. با شناسایی تغییرات رشد یا همان افزایش ناگهانی رشد شعاعی درختان میتوان آشفتگیها را شناسایی کرد. در این بررسی، تغییرات رشد در حلقههای سالانه درختان بلوط ایرانی (Quercus brantii Lindl.) در جنگلهای زاگرس مورد تحلیل قرار گرفت تا تاریخچۀ آشفتگیها بازسازی شود.مواد و روشها: این پژوهش در رویشگاه ملهپنجاب و در فاصلۀ 25 کیلومتری از شهرستان ایلام انجام شد. برای انجام این بررسی، تعداد 15 اصله درخت بادافتاده مورد نمونهبرداری قرار گرفت. نمونهبرداری بهصورت برشهای عرضی ساقه و با استفاده از ارهموتوری انجام گرفت. پس از آمادهسازی نمونهها، با استفاده از دوربین عکاسی تصاویری از این نمونهها تهیه شد. سپس این تصاویر به محیط نرمافزارCooRecorder انتقال یافت و پهنای حلقههای سالانه در دو جهت مورد اندازهگیری قرار گرفت. در ادامه، برای تطابق زمانی نمونهها، استانداردسازی برای حذف روندهای غیراقلیمی از سریهای رویشی و ایجاد گاهشناسی، بستۀ نرمافزاری dplR در محیط نرمافزار R مورد استفاده قرار گرفت. در نهایت، تغییرات در الگوی رویش درختان با استفاده از متداولترین روش یعنی محاسبۀ درصد تغییرات رشد برای هر سری از حلقههای رویشی و با استفاده از بستۀ نرمافزاری TRADER درمحیط R مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای شناسایی تغییرات رشد، درصد افزایش رشد در 10سال قبل از سال معین با 10 سال بعد مقایسه شد.یافتهها: تجزیه و تحلیل 30 سری رویشی حاصل از 15 درخت نمونهبرداریشده، نشان داد که میانگین طول سریها 16/48 سال است. گاهشناسی استاندارد بهدستآمده، دورۀ زمانی 72 ساله (2022-1951) را پوشش داد که شاخصهای آماری کلیدی آن شامل میانگین حساسیت 32/0 و سیگنال تجمعی بالا (معادل 88/0)0 بود که نشاندهندۀ سیگنال اقلیمی قوی و همچنین نمونهبرداری کافی است. با استفاده از بستۀ نرمافزاری TRADER و روش میانگینگیری رشد شعاعی، در مجموع 15 تغییر ناگهانی رشد شناسایی شد که شامل شش تغییر اصلی (افزایش رشد بیش از 50 درصد) و نه تغییر حدواسط (افزایش رشد بیش از 25 درصد) بود. قابل توجه است که 60 درصد از این تغییرات در بازۀ زمانی 2010-1990 رخ داده است، یعنی دورهای با خشکسالیهای مکرر و افزایش فراوانی آتشسوزی در منطقه که نشاندهندۀ فاصلۀ متمرکز آشفتگی در جنگل است.نتیجهگیری: نتایج این بررسی نشان داد که وقایع اقلیمی (بهویژه خشکسالیهای مکرر) و آشفتگیهای انسانی (آتشسوزی) و زیستی (شیوع آفات) بهعنوان عوامل کلیدی تغییر الگوی رشد درختان بلوط عمل کردهاند. با توجه به تشدید این عوامل در دهههای اخیر، انتظار میرود که جنگلهای زاگرس شاهد تغییرات ساختاری بلندمدت (کاهش تراکم، تغییر ترکیب گونه) در آینده باشند. این بررسی لزوم اجرای مدیریت تطبیقی شامل: 1. پایش مستمر آشفتگیها با استفاده از گاهشناسی، 2. توسعۀ برنامههای احیای جنگلهای آسیبدیده و 3. کنترل عوامل انسانی تشدیدکنندۀ تنش را برجسته میسازد.