وقتی سنجههای علمسنجی به هدف پژوهش تبدیل میشوند
نویسندگان
1 علوم پزشکی اصفهان
2 1- مرکز تحقیقات فیزیولوژی کاربردی، پژوهشکده تحقیقاتی قلب و عروق، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران.
3 دانشجوی دکترای فلسفه تعلیم تربیت، گروه علوم تربیتی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران.
doi
10.48305/him.2026.46314.1402چکیده
نقد شاخصزدگی به معنای نفی کامل شاخصهای علمسنجی نیست. این شاخصها در صورت استفاده صحیح میتوانند ابزارهای مفیدی برای تحلیل الگوهای تولید علم و کمک به سیاستگذاری پژوهشی باشند. مسئله اصلی زمانی است که این ابزارها جایگزین قضاوت علمی و ارزیابی کیفی شوند. راهبردی متعادل آن است که شاخصهای کمی در کنار معیارهایی مانند اثرگذاری بالینی، تاثیر بر سیاستهای سلامت، حل مسائل بومی و میزان همکاریهای علمی مورد توجه قرار گیرند. در نهایت، به نظر میرسد چالش شاخصزدگی در علوم زیستی را باید نشانهای از مسئلهای عمیقتر دانست: بحران معنا و مسئولیتپذیری در فعالیت علمی. بازگشت به رسالت اجتماعی علم مستلزم اصلاح نظامهای ارزیابی، تقویت فرهنگ درستکاری پژوهشی و تاکید بر آموزش اخلاق حرفهای در کنار مهارتهای فنی است. در این بین، نقش اساتید بهعنوان الگوهای رفتاری اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا فرهنگ علمی بیش از آنکه از طریق آییننامهها شکل گیرد، از طریق الگوهای عملی منتقل میشود. اگر پژوهشگران برجسته بتوانند نشان دهند که دستیابی به مرزهای دانش و پاسخگویی به نیازهای واقعی جامعه اهدافی همسو هستند، شاید بتوان مسیر علم را از رقابت صرف برای شاخصها به سوی اثرگذاری واقعی بر زندگی انسانها هدایت کرد.