بررسی حضور امر قدسی (شهودی) در غزلیات مولانا باتکیهبر نظریههای رودلف اُتو
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا همدان.
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بوعلی سینا
doi
10.22108/jpll.2018.101958.1031چکیده
درک ذات خداوند و دریافت کیفیت صفات او، از مسائل پیچیدهای است که انسان باشعور و آگاه در همة دورانها به آن اندیشیده و در جستجوی فهم آن برآمده است. این نکته در قرنهای بسیار، هستة اصلی بحثهای عارفان، فیلسوفان و متکلمان شرقی و غربی بوده است. آنان در آثار خود کوشیدهاند تا از این راز سربهمهر پرده برگیرند که خدا چگونه وجودی است و از چه راهی با او ارتباط عمیقی میتوان برقرار کرد. در میان عارفان شرقی، مولانا جلالالدین بلخی از بزرگترین کسانی است که در آثار خود خداوند را توصیف کرده است. او در آثار خود با استفاده از آموزههای قرآنی، دربارة خداوند و کیفیت ذات و صفات او، بسیار سخن گفته است. بخش درخور توجهی از اندیشههای او در غزلها و در مثنوی، بهگونة مستقیم و در قالب شخصیتهای دیگر، دربارة تحلیل و توصیف خداوند است؛ درواقع خداوند هستة اصلی در اندیشههای کلیدی مولاناست. رودلف اُتو نیز از دینپژوهان غربی و یکی از بزرگترین پدیدارشناسان دین و پیشگامان روانشناسی دین است که در کتاب پرآوازة خود، مفهوم امر قدسی، با نگاهی پدیدارشناسانه به تفسیر «تجربة دینی» میپردازد و جنبههایی از «پدیدههای شهودی» و «تجربههای دینی» را با نامهای ویژهای مانند «نومینوس» یا «امر مینوی» برجسته میکند. اندیشههای رودلف اُتو، بهویژه دربارة امر قدسی، به برخی از اندیشههای مولانا دربارة شهود بسیار نزدیک است.